شكواييه - قسمت سوم(نوشته های وبلاگی)
این نوشته ام رو نیز دوباره از کج فهمی مردم اینجا آغاز میکنم.تا ابعاد جدیدی از این نابخردی مردمانمان برای آیندگان روشن گردد.
چه بگویم از مردمی که ادعای تمدنشان گوش جهان را کر و چشمان خودشان را کور کرده است . در زمانی که اقوامشان کشته می شوند ، شکنجه می شوند زخمی و بازداشت و زندانی می شوند و خم به ابرو نمی آورند و سکوت پیشه کرده و این عمل را مورد تحسین قرار می دهند ،چرا که عقل ناقصشان حکم کرده که دین در خطر است.فکر و اندیشه درست و حسابی که ندارند ولی فکر میکنند باید سکوت کرد چون ناموسشان در خطر است.گمان دارند که اگر به وضع نامناسبشان اعتراض کنند ،بیگانگان کشورشان را مورد تهاجم قرار میدهد.کاش کمی فکر و اندیشه داشتند تا نمیگفتیم گمان میکنند و ... میگفتیم فکرشان این بوده است. جالب تر اینکه در چند ماه بعد درست وقتی اینچنین اتفاقی برای همسایه شان می افتد می گویند: بله این حق مسلم آنهاست. وقتی می شنوند 21 نفر زخمی شده اند صدای نرچ نرچ شان تا آسمان می رود ،غضب میکنند و به خدا پناه می برند. دیگر نمی گویند که ممکن است بیگانه بر همسایه مان چیره شود. دیگر نمی گویند ناموسشان در خطر است. نمی گویند دینشان در خطر است !!!
می دانم باور این مطلب برای آیندگان دشوار است و چیزی شبیه شوخی می ماند،ولی باور کنید این اتفاق برای ما افتاده است. خدا از شما راضی نباشد اگر بر گذشتگان خود بخندید و پوزخند بزنید .رواست که بر حال گذشتگان خود بگریید و اشک بریزید. در چنین شرایطی چه انتظاری از ما دارید؟ آیا غیر از سکوت کاری دیگر از ما بر میآید؟ ما را که بمباران تهمت ها ،دروغگویی ها،عوام فیبی ها کردند ، ما را بیگانه و ضد دین معرفی کرده و بر سخنان ما پای کوفته و ندای الفتنه الشد من القتل سر دادند و بی دینی ،بی بصیرتی ، بی غیرتی و بی ایمانی را نثارمان کردند. آیا سزاوار چنین تهمت هایی بوده ایم ، ما که همچون سرو ایستاده و خم به ابروی خود نیاورده و چون بر اعتقاد خود ایمان داریم و می دانیم آنچه را که آنان درک نمی کنند.
گریه هایمان را در دل شب برای خود نگه داشته و مانند کوه ایستاده و حاضر نشده ایم تن به هر خواری و مصلحت اندیشی بدهیم. اما چه سود که برای نسل آینده نتوانسته ایم کاری بزرگ انجام دهیم.اما چه سود هرچه فریاد بر سر این نابخردان زده ایم کارساز نگردید،هرچه دلیل و منطق آورده ایم نتوانستیم قانع کنیم که حداقل این پنبه ها را از گوش خود بیرون آورید. هرچه توانسته ایم کردیم تا بیدارشان کنیم. آنان بیدار نشدند چون اصلا خواب نبودند بلکه خود را به خواب زده اند.
خدایا برای اینان که راحتی و آسودگی لحظه ای خود را ترجیح به این دادند که پیشرفت نکنند ،که آزاده نباشند ،که آزاد فکر نکنند و در دنیای ریا و دروغ و ستیز زندگی نکنند مجازاتی درنظر گرفته ای؟ آیا اینان به سزای کار خود می رسند؟
چه سخت است که در کنار روباه زیستن در حالی که شب ها فکر حیله و تجاوز به مال دیگران است و روزها در حال انجام عمل آن.
چه سخت است در کنار گرگ صفتانی زندگی کنی که در فکر غارت اندیشه ات است.
چه سخت است در کنار جغدانی زندگی کنی که فقط با تعجب نگاه میکنند و خم به ابرو نمی آورند
چه سخت است در کنار گور خر هایی باشی که ظاهر خود را آراسته و و باطن خود را آلوده ساخته اند و همانند خر بارکشی می کنند
چه سخت است در کنار کسانی زندگی کنی که نمونه اش را خداوند در هیچ حیوانی نیافریده است.
آیا امیدی به درست شدن هست؟
این نوشته ها را برای شما می نویسم، تا نسل بعد از خود را آگاه کنید نسلی بزرگ و قدرتمند ، نسلی محکم و آزاده، پایبند به اصئل واقعی ذینشان. نسلی که همه کشور ها
به آن قبطه می خورند و سر تعظیم فرو می آورند. نسلی متعصب و متعهد . متعصب به کشورشان بودنشان و متعهد به دینشانآن























