سهراب سپهری شاعری صمیمی و زلال

سهراب سپهری شاعری صمیمی و زلال

 


سهراب سپهری شاعری صمیمی و زلال

اهل کاشانم اما

شهر من کاشان نیست

شهر من گم شده است

من با تاب، من با تب

خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام

 

سهراب شاعری صمیمی است، به این دلیل که اندیشه و افکار خود را آن گونه بر روی امواج کلمات آشنا و خودمانی می نشاند که ؛ بی ذوق ترین انسانها ناخودآگاه تسلیم زیبایی اندیشه و روانی کلماتش می شوند. این حالت خودمانی در سه مجموعه شعر سهراب یعنی «صدای پای آب»، «مسافر» و «حجم سبز» بیشتر از سایر مجموعه هایش نمایان است.

 

در صدای پای آب، تجلی، خلقت و مرگ، تنهایی و عزلت، دم غنیمت شمردن، طلب و عشق، معرفت، استغناء و توحید، حیرت و فنا هرکدام با زبانی جدید در این مجموعه خودنمایی می کنند و این همان چیزی است که از آن به عنوان زبان جدید سهراب یاد می شود.

 

 

شهرت سپهری با «صدای پای آب» به اوج رسید و سرانجام در «حجم سبز» عظمت و نبوغ شعری خود را به دنیای شعر شناساند.

 

ایرادی که برای شعر سپهری گرفته می شود این است که از واقعیت های زندگی به دور است زیرا در شعرش هیچ نشانه ای از بدی و شرارت وجود ندارد و باید گفت که چنان غرق در نور می شود و چنان زیبایی و نیکی او را به وجد و حال وا می دارد که تقریبا زشتی و پلیدی را بدست فراموشی می سپارد. می توان گفت که سهراب از هیچ کوششی در ترسیم جهان با رنگ خوشبینی فروگذار نمی کند:

 

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

 

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت

از یاد من و تو برود

 

 

در دنیای شعر سپهری گویی هیچ چیز را یارای لحظه ای ایستایی نیست. چنین به نظر می رسد که همه چیز در حال سفر می باشد. حتی کعبه یعنی قبله ثابت مسلمین راهی دیارهای گوناگون و در حال حرکت است زیرا پروردگار را در همه جای جهان و در دل همه مردم گیتی می توان یافت.

کعبه ام بر لب آب

 

کعبه ام زیر اقاقی هاست.

کعبه ام مثل نسیم، می رود باغ به باغ، شهر به شهر

 

حجرالاسود من روشنی باغچه است

 

سهراب هیچ گاه به شیوه دیگر شاعران معاصر، آشکارا به سرزنش و پرخاش و پیام های متعهدانه برنمی خیزد بلکه شکایتها و شگفتی های خود را از آلایش های زمینی مردم زمانه با پوششی از دریغ به گذشته های پاک سپری شدی بازگو می کند.

 

 

همه پندهای سهراب نواخت تازیانه ای است که به آرامی به گونه های وجدان اجتماع می نشیند و این خود نموداری از تعهد شاعر است. (آب را گل نکنیم)

 

طبیعت گرایی و احترام به پدیده های هستی از دیگر ویژگی های شعر سهراب می باشد. اینکه می گوییم سهراب شاعر طبیعت گراست نه بدین معناست که وی همانند برخی متفکران مکاتب غربی در قرون اخیر منکر معنویت الهی است، بلکه بدین دلیل است که وی در جهان بینی خود در بین تمامی اشیای هستی فقط برای یک حقیقت ازلی و ابدی قائل به هستی حقیقی است و تمامی اشیای غیر از او، از انسان و طبیعت، همه جلوه های همان حقیقت واحد هستند، بنابراین قابل احترام و سزاوار ستایشند.

 

 

سهراب شاعری است که اگر سبزه را بکند، خواهد مرد. و خواستار آن است که «روی قانون چمن پا نگذاریم»، تا به آدمیان پیامی را در جهت خودسازی و آموختن رسالتی انسانی فریاد زند.

 

سپهری، زبانی نمادین و استعاره آمیز دارد و بیشتر مفاهیم استعاری در پیکر رنگها و پدیده های هستی و آفریدگان یزدانی فشرده است. شعر او از جهت موسیقی واژگان و آهنگین بودن جمله ها همانند است. جمله های کوتاه، پشت سر هم و با وزنی شبیه ضربی در هشت کتاب اندک یافت می شود. «تنهایی»، «عشق»، «گذری همیشگی» سه بن مایه ریشه دار در شعر سهراب است.

 

 

از دیگر خصیصه برجسته سبکی سپهری، دادن ویژگی سیلان و آبگونگی به غیر سیال است که از زیرمجموعه های هنجارگریزی معنایی است. از نمونه های این هنجار گریزی:

بسان نسیمی از روی خودم بر خواهم خاست

 

درها را خواهم گشود

در شب جاویدان خواهم وزید

 

 

کار مهمی که سپهری در شعرش ایجاد کرد، نامنتظر کردن ترکیب ها و بعضا تصویرهاست؛ یعنی تزریق بار جدید به همنشینی چند کلمه، یا تزریق بار جدید به چند کلمه همنشین.

برگی روی فراموشی دستم افتاد

 

هر درختی به اندازه ترس من برگ دارد

مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ

 

و در کدام زمین بود

که روی هیچ نشستم

 

 

سهراب با به کارگیری مفاهیم و تصویرهای ذهنی درباره پدیده های مادی و طبیعی، همچون عناصر چهارگانه آب، باد، خاک و آتش به خلق آثار خود می پردازد و در اثر ضرورت نیازش به جاودانگی و بیکرانگی و فراسوی زمان بودن آن را با بیانی شاعرانه در می آمیزد. او همچنین در استفاده مفاهیم هندسی و ریاضی برای تعیین بینش فلسفی اش نسبت به جهان به مثابه رمز سکوت و الوهیت جهان بهره می گیرد.

 

سیر و سفر به شرق و غرب تجسس در آفاق وانفس، دستاوردی غنی از هنر و فرهنگ و دانش و بینش برایش به ارمغان آورد که چون چراغی فروزان، فرا راه زندگی اش قرار گرفت. گرچه جاذبه سرزمین آباء و اجدادی اش برای او جایی خاص داشت و گویی رشته ای نامرئی او را به سرزمین محبوبش کاشان پیوند می داد؛ لیکن سفر به شرق دور فلسفه ذهنی او را قوت بخشید تا آنجا که آثارش تلفیقی از هنر غرب و شرق شدند. گرچه در مقایسه این دو نگرش او راه شرق دور را بر غرب ارحج می داند. چنانچه درباره سفری که به پاریس داشت گفته: «در پاریس ابتذال به فراوانی به چشم می خورد.

 

 

زندگی من در اینجا ناهموار است. از خود می پرسم برای چه مانده ام؟ رهایی من در بند ماندن است می روم تا کنار خودم تنها بمانم. تنها بیندیشم، تنها احساس کنم. زندگی در این طرف ها، خلوت آدم را آشفته می کند. به هر حال در اینجا احساس می کنم چیزی را از دست داده ام. من به دنبال این چیز گمشده می روم.»

 

سهراب دقت و انضباط خاصی در هر کار داشت. و هیچ گونه بی نظمی و کج سلیقگی را برنمی تافت و این دقت، که گاه تا حد وسواس گسترش می یافت، در نامه نگاری بیشتر جلوه می کرد، در یکی از نامه هایش چنین نوشته: «چقدر آدم ها بیراهه می روند. از کنار گل بی اعتنا در می گذرند. می روند تا شعر گل را در صفحه یک کتاب پیدا کنند و بخوانند. روبروی زندگی نمی ایستند تا مشاهده کنند. برای همین است که حرف ها به دل نمی نشیند. برای همین است که در شعرها شوری نیست، در نقاشی ها جوشش زندگی گم شده است. چرا نگویم که من صدای قورباغه را در بهار به بسیاری از آهنگ ها برتری می دهم، اگر پای سنجش به میان آید، اثری که صدای قورباغه درما می گذارد شاید هم تراز تاثیر ژرف ترین برخوردها در زندگی ما باشد.

 

 

سهراب در مورد کتابخوانی معتقد بود که: «هنگامی که کتاب می خوانیم که در حاشیه روح خودمان هستیم. برخورد ما با کتاب زمانی دست می دهد که شور نگاه کردن را از دست داده ایم. هرگز در چهره مردی که سر در کتاب دارد طراوت ندیدم.»

 

سپهری در مورد مرگ عارفانه می اندیشد. به گفته محسن احمدی: «سپهری زوال و نابودی آدمی را در گریز از واقعیت مرگ می داند لذا بامسئله مرگ و فنای آدمی برخورد کاملا عارفانه ای دارد.»

 

 

سپهری شاعری گوشه گیر بود . دیدی وسیع، جامع و فلسفی نسبت به انسان و کل کائنات داشت. سهراب غزلیاتی نیز سرود که یک نمونه آنرا زمزمه می کنیم:

از رنگ بریدیم و ز دیدار گذشتیم

 

با چشم فرو بسته ز گلزار گذشتیم

در باغ جهان پا نگرفتیم چنان سرو

 

چون سایه سبک از سر دیوار گذشتیم

در راه سبک سیر نه پستی نه بلندی است

 

ابریم و از این دامنه هموار گذشتیم

پندار برانگیخته صد نقش فسون رنگ

 

این پرده دریدیم و ز پندار گذشتیم

دیدیم غباری چو بر آن، جامه فکندیم

 

از جاده دنیا چه سبکبار گذشتیم

خفتیم و شدیم از گذر خواب خبر دار

 

از رهگذر خواب چه بیدار گذشتیم

از آمدن و رفتن ما کس نشد آگاه

 

از رهرو این خانه پری وار گذشتیم

 

شعر مسافر سپهری شرحی از سیر و سلوک عرفانی است. چنانچه مسافر یک سمبل است که در یک نقطه و یک مرحله نمی ماند چون آب تر و تازه از جویبار زندگی و دریافت عبور می کند، مسافر یادآور حقیقت جویانی است که در طلب حقیقت وادیها را در می نوردد. به هر حال مسافر سپهری همانند عرفای شرق و برخی از شاعران صوفی مسلک غرب، هفت شهر عشق را می پیماید و مراحل گوناگون سیر و سلوک را پشت سر می نهد و به این نتیجه می رسد که انسان باید وسیع باشد و تنها و سربه زیر و سخت.

 

سفر مرا به زمین های استوایی برد

و زیر سایه آن بانیان سبز تنومند

 

چه خوب یادم هست

عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد

 

وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت

 

سهراب همچنین یک نقاش نوگرا بود و نقاشی او در شعرش و شعرش در نقاشی او تاثیر داشته است. برخی بر این عقیده اند که او یک شاعر تصویرگرا بوده و چون تصاویر را تحت تاثیر نور در اشعارش به طور لحظه ای ثبت کرده است یک شاعر امپرسیونیست محسوب می شود. باید توجه داشت که سپهری یک شاعر امپرسیونیست صرف نیست بلکه ثبت و پهلوی هم قرار دادن مناظر متنوع و پدیده های گوناگون در شعرش برای بیان منظور خاصی بوده است. سپهری در واقع شاعری است اکسپرسیونیست که می خواهد با ثبت لحظه ها، آنچه در مافی الضمیر دارد به خواننده القا کند. ثبت صحیح و دقیق لحظه ها و پدیده ها مستلزم این است که ما عادات را به کناری نهیم، چشم ها را بشوییم و نگرش نو داشته باشیم.

 

سهراب سپهری شاعری تنها بود و در تهی نقاشی هایش پنهان، از این رو صدای او ز آنجا رساتر به گوش می رسید.

من چون مرغ کوه قاف از عالمی رسواترم

 

هرچه پنهان تر شدم از دیده ها پیداترم

رهرو بیدار دل را آرمیدن رفتن است

 

خوابم وزین همرهان بی خبر پویاترم

پرده خورشید و شبنم بارها دیدم به چشم

 

در تماشا محو گشتن می کند بیناترم

باد شب خیز بیابان گردم و از عالمی

 

تیره تر، سرگشته تر، آواره تر، تنهاترم

 

سهراب از بچگی حسرت پرواز داشت. زیرا در پرنده تیزی و شدت حیات محشر می کند. سپهری اولین شعرش را در ده سالگی سرود.

 

ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان

نکردم هیچ یادی از دبستان

 

 

به قول خواهر سهراب، پریدخت: «سهراب متعلق به همه است، به همه آنها که چون او، با نگرشی عمیق به زندگی، در پی دیدار حقیقت اند. و گستره این نگاه شسته امیدوار، که به آرامش و جمعیت خاطری که او به زعمی در پایان بدان رسید دست یابند.»

هنوز در سفرم

 

خیال می کنم

در آبهای جهان قایقی است

 

و من، مسافر قایق

هزارها سال است

 

سرود زنده دریانوردهای کهن را

به گوش روزنه های فصول می خوانم

 

و به پیش می رانم.

 

 

 

   منابع:
۱ خاقانی اصفهانی،محمد؛ اصغری، محمدجعفر خوشبینی در شعر ایلیا ابوماضی و محمدحسین شهریار. ادبیات تطبیعی دانشگاه شهید باهنر کرمان: شماره ۲، بهار .۱۳۸۹
۲. خدایار، ابراهیم. بدنبال مروارید. مجموعه مقالات چهارمین اجلاس شرق شناسان ازبکستان.
۳. روشن ضمیر،محمدعلی، ویژگی های مشترک اشعار والت ویتمن و سهراب سپهری، ماهنامه بیدار، شماره ۲۶، تیر .۱۳۸۲
۴. زهتاب، ز. پیشه اش نقاشی ست. بازارچه، شماره ۳، خرداد و تیر .۱۳۸۲
۵. سپهری پریدخت. هنوز در سفرم: شعرها و یادداشتهای منتشر نشده از سهراب سپهری. تهران: نشر و پژوهش فرزان روز، ۱۳۸۰
۶. سجودی، فروزان، هنجارگریزی در شعر سهراب سپهری بحثی در سبک شناسی زبان شناختی. فصلنامه هنر، شماره ۳۲، زمستان ۷۵
۷. فخرالاسلام، بتول و نگاهی از چراغ لاله تا فانوس خیال، تابران، شماره ۴، خرداد و تیر .۱۳۸۰
۸. نجفی، محمدحسن، حجم زرد. بازارچه، شماره ۳، تیر و خرداد .۱۳۸۲


ستایش خرد و خردورزی از مظاهر برجسته اندیشه فردوسی در شاهنامه است.

ستایش خرد و خردورزی از مظاهر برجسته اندیشه فردوسی در شاهنامه است.

 


ستایش خرد و خردورزی از مظاهر برجسته اندیشه فردوسی در شاهنامه است.

حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی؛ شاعر قرن چهارم هجری، بلندآوازه ترین و مشهورترین چهره ادبی پارسی گوی است. این شاعر ایرانی که به زبان های عربی و پهلوی مسلط بوده است، شاهکار خود «شاهنامه» را به نحوی سروده که کمترین ردپای واژگان غیرپارسی در آن نمایان است و همین وجه شخصیت اوست که بیشتر نزد عوام و خواص شناخته شده است؛ یعنی فردوسی ناجی زبان فارسی.

 

 

اما اکتفا به این حیث شخصیتی او و بی توجهی به حیث حکمی آثار و شخصیت وی، جفایی در حق این حکیم مسلمان و ایرانی است. دقت در آثار فردوسی و معانی عمیقی که او از طریق داستان های شاهنامه بیان می کند، برای آدمی چاره ای جز تایید حکمت آمیز بودن داستان های این اثر باقی نمی گذارد؛ تاکید برخردگرایی و عقل محوری یکی از جنبه های حکمی این شاهکار فردوسی است. در اینجا نویسنده به مضامینی از این اثر که به ستایش خرد پرداخته؛ توجه دارد و ما را با جایگاه خرد نزد فردوسی و آفات خردگریزی نزد او آشنا می کند.

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی که نامش در پهنه کره خاکی همتراز بزرگانی چون شکسپیر، دانته، هومر، حافظ، مولوی و سعدی گسترده است، از نامدارترین شاعران دنیا و از برجسته ترین پارسی سرایان ایران در گستره ای زمانی به وسعت تمام تاریخ است. در اندیشه فردوسی که با بسی رنج بردن در سال سی، یارای آن یافت تا اثر سترگش را بسراید و بدین ترتیب، عجم را زنده کرد به این پارسی، جلوه هایی افزون رخ می نماید. از آن جمله، می توان به ستایش خرد و خردورزی اشاره داشت که یکی از مظاهر برجسته تجلی اندیشه فردوسی در شاهنامه است.

 

 

خردستایی و عقل گرایی چنان ملکه ذهن فردوسی است که حتی در سرآغاز شاهنامه و در نخستین بیت آن از پروردگار یکتا با صفت خداوند خرد یاد می کند:

به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه بر نگذرد

 

و البته پس از ستایش و یادکرد صفت های خداوند بلافاصله گفتاری اندر ستایش خرد در۲۰ بیت بیان می دارد:

 

خرد بهتر از هرچه ایزدت داد / ستایش، خرد را به از راه داد / خرد افسر شهریاران بود / خرد زیور نامداران بود / خرد زنده جاودانی شناس / خرد مایه زندگانی شناس / خرد رهنمای و خرد دلگشای / خرد دوست گیرد به هر دو سرای / ... خرد جسم و جانست چون بنگری / تو بی جسم شادان جهان نسپری

 

 

شاید بتوان گفت فردوسی نخستین و شاید تنها شاعر تاریخ ادب ایران است که مقدمه اثر خویش را جدا از ستایش پروردگار با ستودن خرد آغاز کرده است و بدین سان عقل را درکنار نام پروردگار خود می نشاند و این خود شاهدی است برجنبه حکمی شاهنامه چرا که بر مبنای حکمت اسلامی، خداوند نه تنها منشأ خرد است بلکه تمام معنا و اتم کلمه خرد شایسته ذات اوست. او خود عقل است و اولین مخلوق او نیز عقل است و این اساس حکمت اسلامی حکمایی چون فارابی و ابن سیناست.

 

البته گفتار اندر ستایش خرد، تنها بخشی نیست که فردوسی در آن به خرد و خردورزی پرداخته است. بلکه در جای جای شاهنامه و به فراخور حال باور خویش را در این باره هویدا ساخته است. شایسته و بایسته یادکرد است، واژه خرد و مشتقات آن دست کم ۱۵۰ بار در شاهنامه به کار رفته است. با وجود این، این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که خردگرایی فردوسی چندان فیلسوفانه و متکلمانه نیست، بلکه آنچه مطمح نظر اوست، خردی است که انسان را از هر نژاد و تباری که باشد، به سوی رستگاری و خوشبختی رهنمون می شود:

 

 

چه خوش گفت آن هنرمند مرد خرد / که دانا ز گفتار او برخورد / کسی کو خرد را ندارد پیش / دلش گردد از کرده خویش، ریش /...

 

به یزدان که گر ما خرد داشتیم / کجا این سرانجام بد داشتیم

 

 

فردوسی، به رغم آن که برترین هدفش وصف خرد و ستایش آن نبود، در سرایش شاهنامه هیچ گاه این مهم را از نظر دور نداشت. سراسر شاهنامه جلوه گر باور فردوسی دراین باره است. به عنوان نمونه فردوسی تنها در آن بخش که به داستان پادشاهی انوشیروان می پردازد، بیش از ۳۰ بار خرد و مشتقات آن را یاد کرده و نه تنها در ستایش خرد سخن گفته، بلکه برخی ویژگی های انسان خردمند را هم بیان داشته است، از آن جمله این که اسیر رشک و حسد و در بند هوا و هوس نباشد و دل به خداوند جهان آفرین داشته باشد؛ خرد خود یکی خلعت ایزدی است / ز اندیشه دور است و دور از بدی است/...

 

نباید چو چیره شود بر دل مرد رشک / یکی دردمندی بود بی پزشک / و گر بر خرد چیره گردد هوا / نخواهد به دیوانگی بر گوا/...

 

خردمند و بینا دل آن را شناس / که دارد ز دادار گیتی سپاس

هر آن کس که راه یزدان بجست / به آب خرد جان تیره بشست

 

 

البته به باور فردوسی، فروتنی، دوری گزینی از غرور و مدارا با مردمان نیز از جمله ویژگی های خردمندان و عقل گرایان است:

مدارا خرد را برادر بود / خرد بر سر جان چو افسر بود / فروتن بود هر که دارد خرد / سپهرش همی در خرد پرورد

 

تدقیق در اشعار فردوسی نشان می دهد که او صرفا به عقل ابزاری که همچون وسیله ای در کنار سایر وسایل به کار انسان می آید، نظر ندارد بلکه عقلی که او آن را می ستاید، چیزی است که به انسان نیرویی درونی عطا می کند. خردمند از منظر فردوسی چندان توانمند و تنومند است که هیچ گاه گرفتار آسیب دهر و دلبسته فریب های دنیا نمی شود:

کو را در جهان هست هوش و خرد / کجا او فریب زمانه خورد / هر آن کس که دارد روانش خرد / به چشم خرد کارها بنگرد / همیشه خردمند امیدوار / نبیند بجز شادی از روزگار/...

 

 

حماسه سرای بزرگ طوس، در بخش پادشاهی بهرام گور و بدان هنگام که از نامه بهرام به پادشاه هندوستان سخن می گوید نیز اعتقاد خویش درباره خرد را دگربار آشکار می سازد:

فزون از خرد نیست در جهان / فروزنده کهتران و مهان / هر آن کس که او شاد شد از خرد / جهان را به کردار بد نسپرد / دلی کز خرد گردد آراسته / چو گنجی بود پر زر و خواسته

 

 

و البته در همین بخش باور خود بر اهمیت همنشینی با خردمندان و خردپیشگان را از زبان بهرام چنین آشکار می سازد:

به هفتم چو بنشست گفت ای مهان / خردمند و بیدار و دیده جهان / چو با مردم زفت زفتی کنیم / همی با خردمند جفتی کنیم

 

 

از نگاه فردوسی، عقل صرفا یک نیکی در کنار سایر نیکی ها نیست بلکه او معتقد بود خرد بر همه نیکویی ها سر است و راه فروکاستن رنج را پیش گرفتن مسیر خرد می دانست و به این روی، تاکیدی افزون بر آن داشت، چنان که از زبان بزرگمهر چنین می گوید:

بپرسید دیگر که در زیستن / چه سازی که کمتر بود رنج تن / چنین پاسخ داد که گر با خرد / دلش بردبار است رامش برد / به داد ستد درکند راستی / ببندد در کژی و کاستی

 

 

● آفت خرد

 

در اساطیر و داستان های شاهنامه با برخی قهرمانانی مواجه می شویم که مبدل به ضدقهرمان شده و پس از سیرصعودی دچار سقوط می شوند. اینان کسانی هستند که در ابتدا، راه خرد را پیشه خود می سازند و به اوج می رسند ولی بناگاه خردمداری آنان دچار آفت می شود و آنان را دچار تباهی می گرداند. فردوسی که ستون خرد را داد و دانش می دانست، بزرگ ترین آفت آن را نیز هوا و هوس برمی شمرد و آن را مانند دشمن قهار و قوی پنجه عقل معرفی می کند:

هوا را مبر پیش رای و خرد / کز آن پس خرد سوی تو ننگرد / که گر بر خرد چیره گردد هوا / نیابد ز چنگ هوا کس رها

 

 

● رفعت خرد و تباهی بی خرد

 

در شاهنامه فردوسی بسیاری صفات و عناوین وجود دارد که ماهیت راستین آنها تنها با همراه شدن خرد ارزش افزون می یابد. تعابیری چون خرد افسر شهریاران است، خرد پاسبان باشد، خرد خلعت ایزدی است، خرد رهنماست، خرد دلگشاست، رای خرد جان بود و... بر درستی این گفتار گواه است و نشان از فراز و رفعت افزون جایگاه خرد در اندیشه فردوسی دارد و البته این جایگاه چندان والا و ارجمند است که بی خرد را هم آغوشی با مرگ بهتر از زندگی خواهد بود:

نباشد خرد جان نباشد رواست / خرد جان جانست و ایزد گواست

 

 

بایسته یادکرد است، انسان مثالی و ایده آلی که فردوسی آفریده یعنی رستم، به رغم آن که واجد صفات نیک بسیار است و پهلوانی و دلاوری اش زبانزد است، به خردمندی نیز شهره است و البته خرد او را در دستیابی به مقام انسانیت رهنما بوده است. کلام رستم که زاییده تفکر فردوسی است، در این باره چنین است:

ز یزدان بود زور ما که ایم / بدین تیره خاک اندرون بر چه ایم / نباید کشیدن کمان بدی / ره ایزدی باید و بخردی


 

 

به عنوان پایانی بر این کوتاه جستار، خالی از لطف نیست اگر گفته آید که فردوسی حتی در بخش پایانی شاهنامه و هنگام بیان تاریخ اتمام آن نیز شایسته دیده تا از ضرورت توانمندی خرد سخن گوید و به این وسیله ابتدا و انتهای شاهکار او هم به نام یزدان مزین می شود و هم متذکر خرد:

سپاس خداوند دانا کنم / روان و خرد را توانا کنم

مهارت های ده گانه زندگی چیستند؟مهارت تغییر رفتار چیست؟

مهارت های ده گانه زندگی چیستند؟مهارت تغییر رفتار چیست؟

 


 مهارت های ده گانه زندگی چیستند؟مهارت تغییر رفتار چیست؟

نیازهای زندگی امروز، تغییرات سریع اجتماعی، فرهنگی، تغییر ساختار خانواده، شبکه گسترده و پیچیده ارتباطات انسانی و تنوع، گستردگی و هجوم منابع اطلاعاتی انسان ها را با چالش ها، استرس ها و فشارهای متعددی روبرو کرده است که مقابله مؤثر با آنها نیازمند توانمندی های روانی اجتماعی است.

 

فقدان مهارت ها و توانایی های عاطفی، روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مسائل و مشکلات، آسیب پذیر کرده و آنها را در معرض انواع اختلالات روانی، اجتماعی و رفتاری قرار می دهد.

در سال ۱۹۹۳ آموزش مهارت های زندگی از سوی سازمان ملل متحد به کشورهای عضو به طور جدی توصیه شد. این تحول، فعالیت علاقه مندان به کاربرد روانشناسی در زندگی روزمره با هدف ارتقای بهداشت روانی جامعه را در ایران وارد مرحله جدیدی ساخت. مهارت های زندگی توانایی هایی هستند که به ما کمک می کنند تا در موقعیت های مختلف، عاقلانه و صحیح رفتار کنیم، به طوری که آرامش داشته باشیم، لذت ببریم و در عین حال با دیگران ارتباط سازگارانه و مفیدی را برقرار کنیم و بدون توسل به خشونت یا خودخوری بتوانیم مسائل پیش آمده را حل کنیم و ضمن کسب موفقیت در زندگی احساس شادمانی داشته باشیم. مهارت های اجتماعی شامل قابلیت هایی می شود که تواماً هوش اجتماعی نامیده می شوند. مهارت های اجتماعی شامل قابلیت بیان افکار در تبادلات اجتماعی، دانش نسبت به نقش ها و ارزش های اجتماعی، مهارت درک شرایط مختلف اجتماعی، مهارت های حل مسئله و مهارت های ایفای نقش های اجتماعی است.

 

 

اصولا مهارت با دانایی تفاوت دارد. همانطور که فرد با خواندن کتاب آموزش شنا، فقط علم به موضوع پیدا می کند و شناکردن یاد نمی گیرد، دانستن این مهارت ها هم کافی نیست بلکه با تمرین مستمر و به کارگیری به مرور در زندگی روزمره، می توانیم مهارت های اجتماعی را مدیریت کرده و در شرایط مختلف اجتماعی رفتار مناسب داشته باشیم.

 

مدیریت و آموزش مهارت های زندگی، به معنی برخورداری از توانایی های لازم در حل مشکلات و جلوگیری از تبدیل شدن آنها به بحران های فرسایشی است.

 

 

مهارت های زندگی، از طریق آموزش و تجربه قابل استفاده است و فرایندی است که موجب ثبات در شخصیت و عمق در هویت شده، توسعه فرهنگ فردی را سامان می بخشد و موجب رضایت و مقبولیت و موفقیت در زندگی می شود. «ایلین مالیگن» یکی از مربیان آموزش زندگی، در این رابطه می گوید: «آموزش زندگی، نه یک شیوه درمانی بلکه شیوه عملی و مبتنی بر اهداف است.

 

در این شیوه ما به جای پرداختن به ریشه های مشکلات موجود در زندگی، سعی می کنیم به راه حل های آنها بیندیشیم.»

 

 

در حقیقت، آموزش زندگی با ارائه راه حل های نوین و مؤثر، فرد را برای مقابله با مشکلات فرا می خواند و در نهایت می آموزد که هر فرد، چگونه آموزگار زندگی خود باشد. همه ما انسان ها، اغلب در زندگی، با مسائل و مشکلاتی مواجه هستیم؛ مسائلی که گاه به دلیل دامنه، وسعت و شدت آنها، به نظر پیچیده و غیر قابل حل هستند. باید بدانیم که همه مشکلات، با رعایت یک اصل مهم، به راحتی از بین خواهند رفت و آن اصل، چیزی نیست جز تعیین «بایدها و نبایدها».

 

مهارت های زندگی توانایی هایی هستند که به ما کمک می کنند در موقعیت های مختلف، عاقلانه و صحیح رفتار کنیم، به طوری که با خود و دیگران سازگارانه ارتباط برقرار کرده و بدون توسل به خشونت بتوانیم مسائل پیش آمده را حل کنیم و ضمن کسب موفقیت در زندگی، احساس شادمانی داشته باشیم.

 

 

مهارت های زندگی شامل مجموعه ای از توانایی ها هستند که قدرت سازگاری و رفتار مثبت و کارآمد را افزایش می دهند. در نتیجه شخص قادر می شود بدون اینکه به خود یا دیگران صدمه بزند، مسئولیت های مربوط به نقش اجتماعی خود را بپذیرد و با چالش ها و مشکلات روزانه زندگی به شکل مؤثر روبرو شود. محققان تأثیر مثبت مهارت های زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد، استفاده از ظرفیت ها و توانمندی های هوشی و شناختی، پیشگیری از رفتارهای خشونت آمیز، افزایش خوداتکایی و اعتماد به نفس و... مورد تأیید قرار داده اند، به ویژه در کاهش سوء مصرف مواد بر نقش کلیدی مهارت های زندگی تأکید می شود. همچنین آموزش این مهارت ها به عنوان یک روش عام پیشگیری از آسیب های فردی و اجتماعی مورد تأکید بوده است. در مطالعه اسمیت نشان داده شد که آموزش مهارت های زندگی به طور قابل توجهی منجر به کاهش مصرف مواد مخدر در جوانان می شود.

 

اسمیت و گری نیز نشان دادند که آموزش مهارت های زندگی اثر معنی داری بر توانایی های رهبری و مدیریت در جوانان دارد. فرایند نقش مهارت های زندگی در ارتقای بهداشت روان را به شکل زیر می توان نشان داد:

 

 

یادگیری موفقیت آمیز مهارت های زندگی، احساس یادگیرنده را در مورد خود و دیگران تحت تأثیر قرار می دهد و علاوه بر این، کسب این مهارت ها نگرش دیگران را نیز در مورد فرد تغییر می دهد. به همین خاطر کسب مهارت های زندگی هم شخص را تغییر می دهد و هم محیط را، و این اصل دو سویه، ارتقای بهداشت روان را شتابی دوچندان می بخشد.

 

● مهارت های ده گانه زندگی

سازمان بهداشت جهانی مهارت های زندگی را با عناوین ده گانه زیر مشخص کرده است. رمز برخورداری از این مهارت ها، دانستن، تمرین و به کارگیری هر چه بیشتر در زندگی روزمره است.

 

۱) خود آگاهی

مهارت خودآگاهی، توانایی شناخت از نقاط ضعف و قوت خواسته ها، نیازها، رغبت ها و تصویر واقع بینانه از خود است تا حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیت های خود را بهتر بشناسیم. با کسب این مهارت به این سؤال اساسی که «من کیستم؟» پاسخ می گوییم.

 

 

۲) همدلی

همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتواند انسان های دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام بگذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود. این مهارت موجب می شود تا به دیگران توجه کرده و آنها را دوست داشته باشیم و خود نیز مورد توجه و دوست داشتن دیگران قرار بگیریم و با ایجاد روابط اجتماعی بهتر به هم نزدیکتر شویم.

 

 

۳) ارتباط مؤثر

کسب این مهارت به ما می آموزد برای درک موقعیت دیگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهیم و چگونه دیگران را از احساس و نیازهای خود آگاه کنیم تا ضمن به دست آوردن خواسته های خود طرف مقابل نیز احساس رضایت کند.

 

 

۴) روابط بین فردی

مهارتی است که موجب می شود ضمن تقویت روحیه مشارکت، روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسان های دیگر ایجاد شود. یکی از این موارد، توانایی ایجاد روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی، روابط گرم خانوادگی، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی سالم نقش بسیار مهمی دارد.

 

 

۵) تصمیم گیری

مهارت تصمیم گیری به ما کمک می کند تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانه خود، از بین راه حل های مختلف بهترین راه حل را انتخاب کرده و به کار بگیریم و پذیرای پیامدهای آن نیز باشیم.

 

این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیم گیری کند. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری کنند، جوانب مختلف انتخاب را بررسی کرده و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.

 

۶) توانایی حل مسئله

 

مهارت حل مسئله این توانایی را به ما می دهد که با توجه به تجارب عملی و توانمندی های ذهنی خود بتوانیم در جهت حل مسئله یا مشکل قدم برداشته و به نتیجه مطلوب دست یابیم. این توانایی همچنین فرد را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل کند. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمی منجر می شود.

 

۷) تفکر خلاق

 

فکر کردن مهارتی است که از کودکی می آموزیم. مهارت تفکر خلاق، قدرت کشف و تولید اندیشه جدید را برای ما فراهم می آورد. مهارت تفکر خلاق به ما کمک می کند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفی خود را به احساسات مثبت تبدیل کنیم. تفکر خلاق نوع دیگر دیدن است. در این تفکر هیچگاه مشکل یک عامل مزاحم به حساب نمی آید بلکه یک فرصت برای کشف راه حل های نو و بدیع تلقی می شودکه تاکنون کسی به آن توجه نکرده است.

 

۸) تفکر انتقادی

 

تفکر نقادانه نوعی دیگر از تفکر است. کسب این مهارت به ما می آموزد تا هر چیزی را به سادگی قبول یا رد کنیم، ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال کنیم، سپس بپذیریم یا رد کنیم.

کسانی که از تفکر نقادانه برخوردارند، فریب دیگران را نمی خورند و به راحتی جذب گروه ها و افراد و... نمی شوند، چرا که همواره با سؤال کردن به عاقبت کار می اندیشند.

 

 

۹) مقابله با هیجان های ناخوشایند

این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد، نحوه تأثیر هیجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد. اگر با حالات هیجانی، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجان تأثیر منفی ای بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت، پیامدهای منفی به دنبال خواهد داشت.

 

 

۱۰) توانایی مقابله با استرس

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است. شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار و استرس را کاهش دهد.

 

 

● موارد کاربرد مهارت های زندگی

 

الف) افزایش سلامت روانی و جسمانی

۱) تقویت اعتماد به خویشتن و احترام به خود

 

۲) تجهیز اشخاص به ابزار و روش های مقابله با فشارهای محیطی و روانی

۳) کمک به تقویت و توسعه ارتباطات دوستانه، مفید و سالم

 

۴) ارتقای سطح رفتارهای سالم و مفید اجتماعی

 

 

ب) پیشگیری از مشکلات روانی، رفتاری و اجتماعی

 

۱) مصرف سیگار و سوء مصرف مواد مخدر

۲) بروز اختلالات روانی و مشکلات روانی – اجتماعی

 

۳) خودکشی در نوجوانان و جوانان

۴) رفتارهای خشونت آمیز

 

۵) شیوع ایدز

۶) بی بند و باری

 

 

 

اهداف مهارت های زندگی

بخشی از اهداف مهارت های زندگی عبارت است از:

 

▪ تقویت اعتماد به نفس

▪ تقویت روحیه مشارکت و همکاری

 

▪ رشد و تقویت عواطف انسانی

▪ ایجاد روحیه مقاومت در برابر تبلیغات مسموم

 

▪ کمک به شناسایی و بیان احساسات

▪ تأمین سلامت جسمی و بهداشت روانی

 

▪ تقویت مهارت های ارتباطی

▪ ساختن یک شهروند متعادل و مقبول اجتماع

 

▪ تقویت روحیه همزیستی مسالمت آمیز

▪ ارتقای سازگاری فرد با خودش، دیگران و محیط زندگیش

 

 

● فواید و کاربردهای مهارت زندگی برای ما

 

۱) نحوه کنار آمدن با انتظارات متفاوت خود، خانواده، همسر، فرزندان، دوستان، همکاران، فامیل و جامعه

۲) روابط لذت بخش و رشد دهنده با امکانات، تکنولوژی و محیط زندگی

 

۳) دفع فشارهای روانی از طرف محیط های متفاوت

۴) سازگاری با مسائل اقتصادی و نیازهای معیشتی

 

۵) مدیریت خانواده و تربیت فرزندان

۶) تقویت اعتماد به نفس

 

۷) رشد و تقویت عواطف و احساسات انسانی

۸) شناخت و کنترل هیجانات و احساسات خود و دیگران

 

۹) تقویت مهارت های ارتباطی

۱۰) تأمین سلامت جسمی و بهداشت روانی

 

۱۱) رفع درگیری ها و تنش های درونی

۱۲) تأمین آرامش و لذت زندگی

 

۱۳) رشد شخصی، خودشکوفایی، بالندگی، خوشبختی و شادابی.

 

 

● مهارت تغییر رفتار

در روانشناسی انسانگرا که با تکیه بر اراده معطوف به تغییر و تحول فرد، انسان را عامل منفعل و بلا اراده در مقابل شرایط محیطی و تربیتی که به او تحمیل شده است نمی داند و به تلاش انسان برای رسیدن به خوشبختی و دستیابی به خود شکوفایی اشاره دارد، راه حصول آن را طی مراحلی می داند که از رفع نیازهای زیستی انسان آغاز می شود (که این مراحل تحت عنوان سلسله مراتب نیازهای آبراهام مازلو مشهور است) و اکنون که آموزش مهارت های زندگی در دستور کار سازمان های بین المللی قرار دارد تلاش فرد و نقش او در تأمین این نیازها برای رسیدن به خودشکوفایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 

از این رو سلسله مراتب نیازهای آبراهام مازلو را نیز می توان در قالب مهارت های زندگی چنین طبقه بندی کرد:

۱) ارضاء نیازهای زیستی و فیزیولوژیایی: مهارت رفع نیازهای زیستی برای بقا و صیانت ذات

 

۲) ارضاء نیاز به احساس امنیت و دوری از خطر: مهارت محافظت از خود در مقابل مخاطرات برای احساس ایمنی

۳) ارضاء نیاز به تعلق و وابستگی به گروه: مهارت همراهی و جذب در گروه و کسب حمایت آنان

 

۴) ارضاء نیازهای عزت نفس و انگیزه پیشرفت: مهارت کسب و حفظ و تقویت عزت نفس و ایجاد انگیزه پیشرفت

۵) ارضاء نیازهای شناختی، دانستن و کاوش: مهارت یادگیری و کسب دانش و آگاهی برای رسیدن به دانایی

 

۶) ارضاء نیازهای ذوقی و هنری: مهارت درک زیبایی ها و پرورش استعدادهای ذوقی و هنری

۷) ارضاء نیازهای کشف و تقویت استعدادها تا مرحله رسیدن به خودشکوفایی: مهارت کشف و تقویت و بروز استعدادها برای رسیدن به خودشکوفایی


شیوه های مناسب صحبت کردن و گوش کردن زوج های جوان

شیوه های مناسب صحبت کردن و گوش کردن زوج های جوان

 


شیوه های مناسب صحبت کردن و گوش کردن زوج های جوان

زن و شوهر چگونه می توانند از زندگیشان لذت بیشتری ببرند در عین اینکه در آرامش هستند ، یکدیگر را دوست دارند و در تمام لحظات به فکر همسر خود هستند و هر دو به دنبال راه حلی جهت تداوم بخشیدن به زندگی زناشویی خود هستند؟

 

بعد از چند سال زندگی زناشویی ، معمولا زوج ها دچار خستگی، روزمرگی، سوء تفاهمات ساده ای که گاهی بسیار بزرگ می شوند و حتی تا مرز طلاق پیش می روند ، صحبت هایی که بسیار تند و زننده هستند و ... تمام توصیفات گفته شده خطرناک و مهلک هستند . این احساس در روابط بین زن و مرد یک سم است زیرا این سم روابط بین زوجین را مسموم می کند و مسلما در این میان زندگی خانوادگی قربانی می شود .

تمام مشاوران خانواده معتقد هستند در هنگامی که بحثی بین زن و شوهر صورت می گیرد باید یکی از زوجین یا هر دو سکوت اختیار کنند تا بتوانند با تمدد اعصاب و آرامش بیشتری به مشکل پیش آمده فکر کنند .

 

زیرا هنگام عصبانیت و بحث های زناشویی معمولا با فریادهای گوش خراش و پرخاش جویانه نسبت به طرف مقابل صدایمان را بلند می کنیم و همین عمل اولین جرقه ای برای شدت گرفتن بحث می باشد پس توصیه اکید می شود که در بحث های زناشویی هنگامی که احساس می کنید صدای شما و همسرتان در حال اوج گرفتن هستند سکوت اختیار کنید و همسرتان را نیز دعوت به سکوت و آرامش کنید تا بتوانید در ساعتی دیگر که آرامش خود را به دست آوردید به دور از احساساتی شدن به موضوع بپردازید.

اکنون به نقاط بسیار باریک و مهم در استحکام روابط زناشویی اشاره می شود که شاید به نظر ساده برسند اما بسیار مهم هستند :

 

 

۱- به صحبت های همسر خود همیشه با دقت گوش بدهید

زیرا نوع صحبت کردن، بلندی یا کوتاهی صدا، نوع کلماتی که استفاده می شود به خوبی بیانگر احساس، حالت روانی و درونی همسرتان می باشد . بخصوص این مورد را خانم ها نسبت به همسرانشان باید فراموش نکنند .

 

 

اما چرا این توصیه را بعنوان اولین راه حل به شما ارائه کردیم ؟

 

زیرا آقایان برعکس خانم ها درون گرا هستند ، به ندرت و خیلی کم صحبتهای خود را بروز می دهند اما شما با استفاده از این راه حل می توانید به حالات درونی آنها پی ببرید . جالب است بدانید که مشکل زیادی از زوجین حول این موضوع می گردد که خانم ها از اینکه همسرانشان با آنها درددل نمی کنند شکایت دارند و به قولی حرفهایی که در دلشان نهفته است را به آنها بروز نمی دهند و تنها خانم ها هستند که با شوهرانشان صحبت می کنند و همیشه منتظر کلامی از طرف همسرانشان هستند اما این خواسته جواب داده نمی شود تا به صورت یک کمبود و عقده تبدیل می شود . این مشکل و عقده کم کم خود را در روابط عاطفی بین همسران نشان می دهد و خانم نیز دیگر تلاشی در جهت تقویت روابط انجام نمی دهد .

 

 

۲-همیشه در چشمان همسر خود نگاه کنید مانند روزهای اولی که با هم ازدواج کرده بودید و عاشقانه یکدیگر را نظاره می کردید . چشم ها تاثیر فوق العاده ای در جذب ، استحکام بخشیدن روابط زناشویی دارند .

 

همیشه با چشمانی عاشقانه همسر خود را نگاه کنید تا او به یاد داشته باشد شخصی در دنیا او را دوست دارد و انتظارش را می کشد .

 

 

۳- همیشه همسرتان را در هر شرایطی که باشید حمایت کنید

 

حمایت معنای مختلفی دارد و تنها به معنای حمایت مالی نیست . گاه حمایت احساسی ، حمایت فکری بسیار مهم تر از حمایت های مالی می باشند

به همسرتان اطمینان دهید که در هر موقعیت و هر زمانی به او اعتماد کامل دارید.

 

 

۴- اجازه دهید همسرتان در رابطه با مشکلاتش صحبت کند حتی اگر شنیدن این مشکلات برای شما خوشایند نباشد یا ناراحت شوید.

برای مثال : اگر همسرتان به شما می گوید که در حال ورشکست شدن می باشد به جای اینکه به او بگویید : نه ! من طاقت ندارم ، جواب فامیل را چه بدهم ، از این پس چطور زندگی کنیم و یا سوالاتی بدین سبک ... با همسرتان همدردی کنید اجازه دهید او به صحبت هایش ادامه دهد از او بپرسید حالا چه فکری دارد ؟ چه طور می توانید با هم راه حلی پیدا کنید ؟

 

فراموش نکنید همسرتان به کمک ،همدلی و همدردی شما نیازمند است نه ملامت و افکاری که دردهای او را مضاعف کنند .

 

۵ -از همسرتان راجع به علایق ، سلایقش سوال بپرسید.

 

شاید هرگز در این رابطه با شما صحبت نکند اما زمانی که سوال مستقیم پرسیده شود مجبور به پاسخ دادن می شود .

یاد بگیرید که علاقه خود را به همسرتان بروز بدهید

گفتن جملاتی مانند : " دوست دارم – با امدن تو زندگیم رنگ و بویی دیگری گرفت – برایم ارزش مند هستی و .... " در زندگی زناشویی معجزه می کند .

 

بسیاری از روابط زناشویی در خانواده های ایرانی به دلیل مشکلات عاطفی منجر به متارکه یا طلاق عاطفی می شود .

 

۶- نظرات خود را بدون ترس مطرح کنید.

 

این مورد بیشتر در خانم ها دیده می شود . بدین معنا که خانم ها از ترس اینکه مبادا از چشم همسر خود بیافتند یا طرد شوند از گفتن نظراتشان ممانعت می کنند . اما با مرور زمان و ادامه یافتن این جریان ، خانم ها دچار مشکلات روحی شدیدی می شوند پس نظرات خود را بدون هیچ گونه ترس و ابای بیان کنید .

 

۷-از غر زدن بر سر موضوعات کوچک و بی اهمیت جدا بپرهیزید.

 

بسیاری از دعواها و بحث های جدی از همین مورد آغاز می شوند . اینکه خانم یا آقا سر موضوع کوچکی آنقدر غر می زند تا عرصه را بر طرف مقابل تنگ می کند و در نتیجه او نیز به دفاع از خود می پردازد.


چگونگی تربیت فرزندان برای روی پای خود ایستادن و استقلال

چگونگی تربیت فرزندان برای روی پای خود ایستادن و استقلال

 


چگونگی تربیت فرزندان برای روی پای خود ایستادن و استقلال

چه کسی دوست ندارد فرزندش بتواند به تنهایی کارهای مربوط به خودش را انجام دهد؟ کدام پدر و مادری را می شناسید که دلش نخواهد فرزندش روی پای خودش بایستد و به دیگران متکی نباشد؟ اما سوال اینجاست که والدین برای رسیدن به این خواسته چه کار می کنند و رمز موفقیت پدر و مادرهایی که فرزندانی مستقل تربیت کرده اند، چیست؟

 

«دختر من خودش لباس هایش را انتخاب می کند و تا جایی که بتواند خودش هم آنها را می پوشد. در ضمن برای این که به او استقلال بیشتری بدهم، برایش توضیح داده ام در محدوده اتاقش می تواند لوازم را به سلیقه خودش انتخاب کند و بچیند.»

 

اینها بخشی از صحبت های نوشین. ک است که دختری ۴ ساله دارد و می گوید سعی کرده او را مستقل تربیت کند. البته آنچه مهم به نظر می رسد نظر اطرافیان نسبت به فرزند من و شماست و این که چقدر روش های تربیتی ما در عمل موثر بوده است.

 

 

دکتر الهام شیرازی، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره استقلال طلبی کودکان در گفت وگو با «جام جم» توضیح می دهد: به طور حتم یکی از مهم ترین اهداف تربیتی والدین، پرورش استقلال کودک است؛ به طوری که در آینده بتواند مستقل و بدون نیاز به دیگران زندگی کند. در واقع کودک باید بیاموزد طوری زندگی کند که برای رفع نیازهایش به کسی محتاج نباشد.

البته همه ما برای برآورده کردن نیازهایمان ممکن است به دیگران نیاز داشته باشیم، ولی باید بدانیم این کار به صورت داد و ستد انجام می شود؛ ما کاری را برای دیگری انجام می دهیم و او هم کاری را برای ما. به این ترتیب ما در چنین رابطه ای نیازمند کسی نیستیم.

 

 

در میان حرف های خودمانی نیز متوجه می شویم همه پدر و مادرها آرزو دارند فرزندان شان را طوری تربیت کنند که در آینده بتوانند روی پای خودشان بایستند و برای رفع نیازها به دیگران متکی نباشند؛ فرزندانی که در آینده نه چندان دور باید بتوانند شغل مناسبی پیدا کرده و با کسب درآمد کافی، زندگی مستقلی داشته باشند.

 

«از همان روز که پسرم به دنیا آمد تلاش کردم امکانات لازم را برای پرورش استعدادهایش فراهم کنم. از وقتی که به مدرسه رفته است، در فواصل مختلف هوش و استعداد تحصیلی او را می سنجم و با دو نفر از روان شناسان درباره بهترین راه برای تقویت جسمی و ذهنی او مشورت کرده ام.»

 

 

آرش. ک تاکید می کند همسرش نیز همین دغدغه ها را دارد و همیشه نگران است که فرزندش آنچنان که باید تربیت نشود و آینده درخشانی نداشته باشد.

 

با این حال متخصصان همواره والدین را از رفتارهای وسواس گونه برحذر داشته و بر این باورند که پدر و مادر باید با توجه به توانمندی های جسمی و ذهنی کودک، تا جایی که امکان دارد او را مستقل بار بیاورند. به عبارت دیگر بچه هایی که از سلامت جسمی و هوش معمول برخوردارند، اگر درست تربیت شوند و آموزش صحیح ببینند می توانند به این هدف دست پیدا کنند. کارشناسان تاکید می کنند حتی پدر و مادر کودکانی که از نظر فیزیکی مشکلات و کاستی هایی دارند نیز باید آنها را طوری تربیت کنند که تا حد امکان کمتر به دیگران وابسته و نیازمند باشند.

 

 

● چه باید کرد؟

 

همه والدین می دانند فرزندشان باید توانایی مستقل زندگی کردن را داشته باشد، اما آیا همه آنها راه مناسب رسیدن به این خواسته را نیز می شناسند؟

«من فکر می کنم اگر دخترم همه کارهای مربوط به خودش را انجام دهد، حتما در آینده زندگی مستقلی خواهد داشت و برای این که زودتر و راحت تر به این خواسته برسم از او خواسته ام هیچ وقت از من یا پدرش کمک نخواهد. برای همین او خودش به مدرسه می رود، برمی گردد، درس هایش را می خواند و حتی اگر من نباشم می تواند غذایش را آماده کند و بخورد.»

 

 

والدین باید بدانند مستقل شدن نیز مانند سایر مراحل رشد فرزندان، تدریجی بوده و در طول سال های کودکی و نوجوانی شکل می گیرد. به همین دلیل باید برای این مرحله از زندگی فرزندشان نیز برنامه داشته باشند

اینها بخشی از حرف های سارا. ل مادر آرزوی ۱۶ ساله است. او می گوید: «از وقتی آرزو کوچک بود، همه کارهایش را خودش انجام می داد؛ یادم هست وقتی او کلاس اول دبستان بود، باز هم می توانست به تنهایی از پس کارهایش بربیاید و به من احتیاج نداشته باشد.»

 

 

البته خیلی از پدر و مادرها این شیوه را نمی پسندند؛ به عنوان مثال ستاره. ک یکی از این مادرهاست که فکر می کند فرزندش هیچ وقت نباید کاری غیر از درس خواندن انجام دهد. او می گوید: «به نظر من، کیمیا فقط باید درسش را بخواند؛ بقیه کارها به عهده من است. همیشه می ترسم هنگامی که قرار است کاری انجام دهد، با مشکل روبه رو شود؛ مثلا به خودش آسیب برساند یا این که کار را به درستی و تمام و کمال انجام ندهد. برای همین ترجیح می دهم خودم کنارش باشم و در کارهایش به او کمک کنم. البته مخالف استقلال او هم نیستم و فکر می کنم آن هنگام که باید، یاد می گیرد چطور مستقل زندگی کند.»

 

والدین باید بدانند مستقل شدن نیز مانند سایر مراحل رشد فرزندان، تدریجی بوده و در طول سال های کودکی و نوجوانی شکل می گیرد. به همین دلیل باید برای این مرحله از زندگی فرزندشان نیز برنامه داشته باشند.

 

 

دکتر شیرازی درباره شیوه هایی که می تواند به پرورش استقلال کودک کمک کند، می گوید: پیش از هر چیز والدین باید به یاد داشته باشند زمانی که کودک توانایی انجام کاری را پیدا می کند، بتدریج انجام آن را به خودش واگذار کنند. البته نکته ای که باید به آن دقت کنیم، این است که توان انجام کار با مهارت تفاوت دارد؛ به این معنی که شاید کودک نتواند کاری را به درستی و ماهرانه انجام دهد اما اگر از نظر فیزیکی انرژی لازم برای اجرای آن را داشته باشد، باید اجازه دهید خودش مشغول انجام آن کار شود. در این شرایط تنها باید کمی او را حمایت کنید و شیوه صحیح را به او بیاموزید تا کم کم مهارت لازم را نیز به دست آورد.

 

البته ممکن است کودک بارها خطا کند و نتواند کار موردنظر را بدرستی انجام دهد، اما مطمئن باشید بتدریج مهارت لازم را کسب می کند و می تواند به تنهایی کارهایش را سر و سامان ببخشد.

 

 

در شرایطی هم آنها با فرزندشان همراه می شوند، چون باور دارند اگر در فعالیتی کنار او نباشند، او هم آن را انجام نخواهد داد و کار ناتمام باقی می ماند. در حالی که بهتر است در این مواقع هم اجازه دهند کودک خودش نتایج انجام ندادن آن کار مشخص را ببیند و متوجه تفاوت انجام دادن یا ندادن کار مربوط به خودش بشود.

 

به گفته دکتر شیرازی، کودک باید با تبعات رفتارش روبه رو شود و نتیجه آن را بخوبی درک کند. اگر پدر و مادر چنین شرایطی را فراهم نکنند، کودک هیچ وقت به ارزش کارش هم پی نمی برد.

 

 

البته مشکلات به همین موارد ختم نمی شود و برخی از والدین اشتباهات دیگری هم مرتکب می شوند. فروغ. ب می گوید: «اگر قرار باشد من کارها را به پسر ۳ ساله ام بسپارم، باید ساعت ها منتظرش شوم تا کاری را که من در عرض چنددقیقه انجام می دهم، تمام کند. برای همین حوصله ندارم و تا جایی که بتوانم، خودم کارها را برایش انجام می دهم. البته برای این که استقلال را از او نگرفته باشم، سعی می کنم در شرایطی دیگر طوری با او رفتار کنم که مستقل بار بیاید.»

 

متاسفانه خیلی از والدین مانند این مادر جوان فکر می کنند و با عجله فعالیت های مربوط به فرزندشان را برایش انجام می دهند؛ بدون این که فرصتی به او داده باشند. در حالی که چنین رفتاری هم باعث می شود کودک هیچ وقت یاد نگیرد کارهایش را درست انجام دهد.

 

 

● استقلال هم ریشه ژنتیک دارد

 

کتایون. ن که مادر ۲ فرزند ۱۰ و ۳ ساله است، فکر می کند ژنتیک نقش مهمی در استقلال طلبی فرزندان دارد. او می گوید: «من بچه هایم را مثل یکدیگر بزرگ کرده ام و شیوه تربیتی ام یکسان بوده، اما پسر بزرگم خیلی مستقل بار آمده و دومی بیشتر به من و پدرش وابسته است.» البته او اعتقاد دارد با گذشت زمان و بزرگ تر شدن فرزند کوچک تر، ممکن است شرایط تغییر کند و او هم استقلال بیشتری از خود نشان دهد.

محققان نیز این مساله را تایید می کنند و می گویند از نظر ژنتیک برخی افراد استقلال شخصیتی و اعتماد به نفس بارزتری از خود نشان می دهند و در مقابل گروهی هم به حمایت بیشتری نیاز دارند. اما این مساله به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن جنبه های تربیتی نیست و شیوه های برخورد صحیح می تواند ژن های مثبت و منفی را تقویت یا تضعیف کند.

 

 

● از کی و چگونه؟

 

«با این که کارمند هستم و کار خارج از خانه مدت زیادی از زمان مفید مرا می گیرد، از وقتی بچه ها به دنیا آمدند، سعی کردم برایشان به اندازه کافی وقت بگذارم و طوری تربیت شان کنم که بتوانند کارهای مربوط به خودشان را به تنهایی انجام دهند. هیچ وقت فکر نمی کردم سن شان کم است و باید منتظر شوم کمی بزرگ تر شوند.»

 

دکتر شیرازی این دیدگاه سمیه. م را تایید می کند و با تاکید بر این که از همان ابتدا والدین باید کودک را مستقل بار بیاورند، می گوید: وقتی کودک اولین توانمندی های موردنیاز را پیدا می کند، والدین دیگر نباید در آن مورد، بیش از حد کمکش کنند؛ به عنوان مثال وقتی کودک می تواند سینه خیز حرکت کند، باید اجازه دهید خودش به سمت اسباب بازی حرکت کند.

 

 

این نکته ها نشان می دهد تربیت نیز مانند غذا دادن به کودک است از همان روز نخست تولد شروع می شود و در طول سال های زندگی فقط نوع و میزان آن تغییر می کند و این پدر و مادر هستند که باید با برنامه ای درست، پیمودن این مسیر را برای فرزندشان دلپذیر کنند.

 

چرا زن ها و مردها حرف هم را نمی فهمند؟!

چرا زن ها و مردها حرف هم را نمی فهمند؟!

 


چرا زن ها و مردها حرف هم را نمی فهمند؟!

زن ها و مردها به لحاظ شخصیتی و مهارت های ارتباطی تفاوت های زیادی باهم دارند اما بسیاری از خانم ها و آقایان از این نکته مطلع نیستند به همین دلیل شیوه برخورد درست با هم را نمی دانند و در نتیجه انتظارات و توقعات نابجایی از هم پیدا می کنند. این مسئله بیشتر از همه در روابط خانوادگی و زناشویی خود را نشان می دهد، وقتی زن و شوهر یکدیگر را درست نشناسند چگونه می توانند نیازهای هم را درست پیش بینی کنند و یکدیگر را راضی و خرسند نگه دارند؟ همین امر به مرور باعث به وجود آمدن اختلاف های جدی می شود و در مواردی هم زن و شوهرها به این نتیجه می رسند که با هم تفاهم ندارند و این می تواند عواقب وخیمی به بار آورد، در این مطلب سعی می کنیم به شما بگوییم با همسرتان به لحاظ روانی چه تفاوت هایی دارید و چه توقعاتی می توانید از او داشته باشید.

 

 

● قدرت بدنی مهم نیست

 

نمی توان گفت که آدم های با اعتماد به نفس کمتر از دیگران دچار شک و تردید می شوند اما باید بدانید آن ها بهتر این شک ها را مدیریت می کنند و می توانند تمام انرژی خود را معطوف به حل مسئله کنند و این همان جایی است که تفاوت هایی میان مردها و زن ها می بینیم.

مردها: در طول تاریخ مردها برای آنچه خواسته اند جنگیده اند، آن ها با توان فیزیکی بالایی که داشتند توانستند ثروت و منابع زیادی را به دست بیاورند. ولی در دوران مدرن که تکنولوژی پیشرفت زیادی کرده است مسائل خیلی کمی هستند که به قدرت بدنی نیاز داشته باشند. این روزها وقتی تعارض و تضادی پیش می آید، مردها سعی می کنند با گفت وگویی صلح آمیز آن را حل کنند اما همچنان در ناخودآگاه آن ها این موضوع وجود دارد که قدرت بدنی بیشتری دارند، به همین دلیل وقتی بحث و جدلی پیش می آید که نمی توان با صحبت آن را حل کرد، ناخودآگاه قدرت بدنی آن ها به ذهن شان می آید و همین امر باعث افزایش اعتماد به نفس شان می شود، البته منظورمان این نیست که آن ها از این نیرو استفاده می کنند بلکه به لحاظ ذهنی قوی ترشان می کند.

 

 

زن ها: زن ها می دانند که به لحاظ قدرت بدنی توان کمتری دارند و شاید همین امر باعث می شود برای خیلی از خانم ها بحث جدی با آقایان کمی مشکل شود چون وقتی بحث بالا می گیرد ناخودآگاه یادشان می آید به لحاظ بدنی ضعیف تر و آسیب پذیرتر هستند و نمی توانند به خوبی در برابر آن مرد از خود دفاع کنند. ولی توصیه ما به خانم ها این است که اول از همه یادشان باشد، اگر طرف مقابل حمله فیزیکی کند بیشتر نشان دهنده ترس اوست تا قدرتش. از طرف دیگر در طول تاریخ مردها از طریق قدرت بدنی خود زندگی را گذراندند ولی زن ها بیشتر از مهارت های زبانی خود استفاده کرده و توانسته اند مردها را متقاعد کنند، پس قدرت خود را در قانع کردن طرف مقابل دست کم نگیرید.

 

● مردها برای شان هدف مهم است

مردها مشکلات شان را همانند یک ماشین اتوماتیک حل می کنند؛ آن ها روی موضوعی تمرکز کرده و همه کار می کنند تا آن را به دست آورند و به همین دلیل، فرآیند و راهی که آن ها را به خواسته شان می رساند برای شان چندان مهم نیست، مهم تنها نتیجه است اما زن ها توجه بیشتری به فرآیندها و طریقه رسیدن به هدف دارند و سوال مهم برای آن ها این است که چطور بهتر عمل کنند؟ چگونه رفتار کنند؟ چگونه کار درست را انجام دهند؟ همه این سوال ها می تواند توجه را از هدف نهایی منحرف کند و حتی گاهی دسترسی به هدف غیرممکن می شود. به خانم ها توصیه می کنیم اینقدر به حاشیه ها فکر نکنند بهتر است تمام توجه تان را تنها به یک نتیجه مثبت متمرکز کنید. البته باید حواس تان به تمام موانع ممکن و راه های غلبه بر آن ها باشد، جالب است بدانید افراد با اعتماد به نفس یک قانون مهم دارند: به جای این که هنگام مواجهه با مسائل نگران پیامدها شوند تنها به حل آن فکر می کنند.

 

 

● اعتماد به نفس با بی ادبی فرق دارد

 

مردها خیلی به ندرت به مشکلات شان اعتراف می کنند؛ آن ها وقتی به دنبال دستیابی به علائق خود هستند کم پیش می آید احساسات افراد دیگر را در نظر بگیرند. مردانی که هدف برای شان مهم است معمولا سلطه جو هستند؛ آن ها تنها به دنبال دستیابی به هدف شان هستند و برای شان اهمیتی ندارد که همکاران یا زیردستان شان درباره آن ها چه فکری می کنند، آن ها نمی ترسند کسی را بیازارند یا گستاخ به نظر برسند. زن ها در نقطه مقابل هستند، برای آن ها بسیار مهم است دیگران درباره آن ها چه فکری کنند؛ آن ها می خواهند همه را خشنود کرده و همه آن ها را تحسین کنند و دوست شان داشته باشند و در نتیجه آن ها حاضر می شوند کارهایی را که نمی خواهند انجام دهند تنها به این دلیل که همکاران و دوستان شان را نیازارند. نمی گوییم بیش از اندازه بر اهداف تان پافشاری کنید و حاضر باشید به هر دلیلی به خودتان فشار بیاورید اما حواس تان باشد اعتماد به نفس با بی ادبی یا گستاخی فرق دارد.

 

● خانم ها رمزگشاتر هستند

توانایی رمزگشایی به معنای حدس زدن احساسات طرف مقابل با مشاهده رفتار غیرکلامی اوست؛ برای نمونه فردی که این توانایی را دارد که از حالات صورت، وضعیت بدن و حرکات و نیز صدای دوست خود، در می یابد که او خوش و سرحال است یا محزون و افسرده. پژوهش ها نشان می دهند این توانایی در زنان به مراتب بیش از مردان است؛ زنان در قضاوت و استنباط هیجانات و عواطف به ویژه از حالات صورت بسیار توانمندتر از مردان هستند. این توانایی حتی در دختران دبستانی هم دیده می شود. زنان در رمزگشایی توان بالایی دارند برای مثال در یک جمع و در یک مهمانی اگر آقا از حرف همسرش خوشش نیاید و اشاره کند خانم سریعا متوجه می شود و مسیر حرف را عوض می کند ولی آقایان کمتر می توانند چنین کاری بکنند.

 

 

● فرق زن ها و مردها در کنترل احساسات

 

مردها: از همان دوران کودکی معمولا پسرها را جوری تربیت می کنند که در آینده بتوانند از خودشان دفاع کنند. آن ها یاد می گیرند نباید گریه کنند، نباید از هیچ چیزی بترسند، نباید موجودات ضعیف تر را بترسانند و اذیت کنند. پدر و مادر به آن ها یاد می دهند باید قوی و شجاع باشند و روی خودشان کنترل داشته باشند. آدم ها و جامعه نیز از یک مرد انتظار دارند در هر موقعیتی آرامشش را حفظ کند، به دلیل همین باورها مردها تلاش می کنند که چنین قابلیت هایی را در خود به وجود آورند اما منظور ما این نیست که مردها در وضعیت های بحرانی عصبی نمی شوند. آن ها معمولا احساسات شان را کمتر نشان می دهند، در نتیجه زن ها احساس می کنند مردها اعتماد به نفس زیادی دارند و کاملا به خودشان مطمئن هستند.

 

زن ها: خانم ها به طور طبیعی، احساساتی تر و حساس تر هستند، عصبی بودن آن ها کاملا آشکار است و خیلی راحت می توان آن ها را آشفته کرد و بعد نقطه ضعف های شان را به رخ کشید. اگر به عنوان یک خانم دوست ندارید کسی بتواند با شما چنین کاری کند باید یاد بگیرید در جمع به خود مسلط باشید و خودتان را کنترل کنید. حواس تان به تمام حرکت ها، حالت های صورت و صدای تان باشد. وقتی عصبی می شوید، سعی کنید عمیق نفس بکشید و حواس تان باشد که کاری نکنید که بعدا از خودتان خجالت بکشید. باید سعی کنید احساسات تان را تا زمانی که به خانه می روید یا جایی که غریبه ای نیست درون تان نگه دارید و آن ها را بروز ندهید. البته حواس تان باشد نباید احساسات منفی را درون خودتان نگه دارید بلکه باید به نحوی آن ها را تخلیه کنید و اما هیچ گاه افراد با عزت نفس این کار را در مقابل غریبه ها انجام نمی دهند. البته فراموش نکنید هیچ کس از شما انتظار ندارد که همچون مردها رفتار کنید ولی اگر بتوانید در موقعیت های بحرانی خودتان را کنترل کنید، برای تان نقطه قوت بزرگی است.

 

 

● مردها پیام ها را می سنجند و زن ها فراپیام را

 

زنان و مردان با وجودی که از کلمات مشابه استفاده می کنند ولی حرف یکدیگر را نمی فهمند. کلماتی که ما به کار می بریم ۲ قسمت دارند: به اطلاعاتی که به وسیله معانی کلمات منتقل می شوند «پیام» می گویند و آنچه درباره روابط مخابره می شوند، تلقی در قبال یکدیگر، موقعیت و حرفی که می زنیم، حالت چهره و وضعیت بدنی ما هنگام صحبت کردن، «فراپیام» نامیده می شود. در حالی که کلمات اطلاعاتی را منتقل می سازند، طرز سخن ما، بلندی صدا، سرعت حرف زدن، لحن و ادای کلمات و تاکیدها، ذهنیت ما را مشخص می سازند؛ حالتی که به مخاطب ما می فهماند عصبانی هستیم یا احساس دوستانه داریم و می خواهیم صمیمی تر شویم همان فراپیام است. پژوهش ها نشان داده اند، زن ها بیشتر از پیام به فراپیام اهمیت می دهند در حالی که برای مردها خود پیام اهمیت بیشتری دارد. زنان برای بیان احساسات به خود حق می دهند از انواع صفات عالی و مبالغه آمیز استفاده کرده و احساسات خود را غلیظ جلوه دهند؛ مثلا می گویند:« تو هیچ وقت به فکر من نبودی»، « تو همیشه دیر می آیی»، «۱۰۰ بار به شما گفتم.» زن محدودیتی در استفاده از لغات نمی بیند در صورتی که مردان این کلمات را واقعی پنداشته و واکنش نامناسب نشان می دهند؛ مثلا می گویند: «در یک ماه گذشته فقط یک شب دیر آمدم.»

 

 

● فرق میان گوش دادن زن و مرد

تحقیقات نشان می دهند زن ها و مردها از روش های متفاوتی برای نشان دادن گوش کردن خود به حرف های دیگران استفاده می کنند. زن ها حین گوش دادن بیشتر سر تکان می دهند و از کلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می کنند و مقصودشان نیز از استفاده این کلمات این است که «دارم به حرف های شما گوش می دهم.» ولی مردها کمتر این حرکات انجام می دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و کلمات استفاده می کنند که بخواهند توافق خود را اعلام کنند بنابراین بیشتر اوقات زن ها شکایت می کنند که همسرشان به حرف های شان گوش نمی دهد یا حوصله شنیدن حرف های آن ها را ندارد. در صورتی که نحوه گوش دادن در زن و مرد متفاوت است.


شما از همسرتان عشق می خواهید یا ثروت ؟

شما از همسرتان عشق می خواهید یا ثروت ؟

 


شما از همسرتان عشق می خواهید یا ثروت ؟

نتایج یک پژوهش جدید نشان می دهد افرادی که اهل مادیات هستند نسبت به زوج های بی توجه به مال و منال، از ازدواج خود ناراضی ترند. در نتیجه پول دوستی ممکن است برای زندگی عاشقانه با همسرتان خوب نباشد.

 

جیسون کارول، استاد زندگی خانوادگی در دانشگاه بریگهام یانگ به پژوهشی درباره رابطه میان توجه زوج ها به مادیات و پایداری زندگی خانوادگیست پرداخته ، می گوید: « این اثر در خانواده هایی با هر سطح درآمدی مشاهده می شود و حتی اگر یک فرد مادی با یک فرد هم عقیده خود ازدواج کند نیز از این اثر زیانبار در امان نخواهد ماند. ناشادترین ازدواج ها آنهایی هستند که در آن دو همسر به شدت به مسایل مادی توجه کنند.»

کارول ادامه می دهد: «تصور ما این بود که ناهماهنگی میان دو همسر از این لحاظ بیشتر از همه مشکل آفرین باشد، برای مثال در موردی که یک همسر اهل خرج کردن باشد و دیگری مال اندوز اما نتایج بررسی ها نشان داد زوج هایی که هر دو توجه زیادی به مادیات دارند، بیش از همه دچار مشکل و اختلاف می شوند.»

 

 

به گفته کارول، پژوهش های قبلی شواهد قاطعی در این باره به دست داده است که توجه به مادیات ممکن است برای افراد مساله ساز باشد.بررسی های متعدد نشان داده اند افراد اهل مادیات، نسبت به افراد بی توجه به مادیات، بیشتر مضطرب و افسرده هستند و احساس ناامنی بیشتری می کنند. پول دوستی بیشتر، با اختلافات خانوادگی ارتباط داده شده است، زیرا این گونه افراد معمولاً نمی توانند تعادلی میان زندگی خانوادگی و کارشان ایجاد کنند.

 

کارول و همکارانش به این علت به بررسی رابطه توجه به مادیات و ازدواج پرداختند که پژوهش خاصی درباره چگونگی تأثیر نگرش همسران به پول و تأثیر این نگرش بر روابط آنها انجام نشده بود. دانشمندان در گذشته بیشتر به بررسی خود موقعیت مالی پرداخته بودند تا ارتباط مشکلات مالی با اختلافات زناشویی، اما کارول می گوید ممکن است افراد کاملا از لحاظ مالی وضعیت خوبی داشته باشند ولی درباره پول دچار نگرانی و اضطراب باشند.

 

در این بررسی زوج ها پرسشنامه هایی را پر می کردند که در آن سوال هایی درباره رضایت از ازدواج، الگوهای تعارض، ارتباط با همسر، پایداری ازدواج و سایر عوامل پرسیده شده بود. آنها همچنین مخالفت یا موافقت شان را با عبارت «داشتن مال و منال زیاد هرگز برای من مهم نبوده است» اعلام می کردند. افرادی که با این عبارت موافق بودند، در رده بی توجه به مادیات و افرادی که با آن موافق نبودند، در رده اهل مادیات قرار داده شدند.

 

توجه به مادیات و ازدواج

۱۴ درصد ازدواج های مورد بررسی، بین دو فرد بی توجه به مادیات انجام شده بود. حدود ۱۱ درصد موارد، فقط زن به شدت اهل مادیات بود. در ۱۴ درصد موارد، زن و شوهر از لحاظ توجه به مادیات باهم توافق نداشتند اما وضعیت برعکس حالت قبلی بود. در ۲۰ درصد از زوج ها، هم زن و هم شوهر مادی بودند. بقیه زوج ها در وضعیت بینابینی قرار داشتند، یعنی نه کاملا اهل مادیات بودند و نه کاملا بی توجه به مادیات. به گفته کارول، ازدواج هایی که در آنها حداقل یکی از همسران اهل مادیات است، از همه لحاظ بدتر از ازدواج هایی است که هیچ کدام از همسران اهل مادیات نیستند (بدون توجه به اینکه مرد اهل مادیات باشد یا زن).

 

کارول می گوید: «زوج های بی توجه به مادیات حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد در مواردی مانند رضایت از زندگی مشترک، پایداری ازدواج و میزان کمتر اختلاف، وضعیت بهتری داشتند.» کارول می گوید: «آنچه ما یافتیم الگویی کلی بود که براساس آن به نظر می رسد توجه به مادیات برای ازدواج زیانبار است. احتمالا این اثر را به بهترین وجه می توان اثری فرسایشی توصیف کرد. آنچه در همه این زمینه ها مشاهده کردیم، کاهش قابل توجه و معنادار رضایت از زندگی در زوج هایی بود که یکی از همسران یا هر دوی آنها اهل مادیات بودند.»

 

البته اینکه ازدواج میان افراد ناهماهنگ کمترین رضایت را به دنبال داشته باشد؛ منطقی به نظر می رسد زیرا پیوند میان یک فرد غیرعادی و فردی مال اندوز، به نظر از همان اول باید مایه اختلاف شود اما به گفته کارول در این بررسی به چنین نتیجه ای نرسیده اند. او می گوید: «حتی در مواردی که زن و شوهر هر دو اهل مادیات هستند، به نظر می رسد یک عامل تشدیدکننده در ایجاد اختلافات وجود دارد و مشکلات پیچیده تر می شود.»

 

 

مال دوستی اختلاف آفرین

 

در این تحقیق چگونگی اثر مخرب مال اندوزی بر ازدواج بررسی نشده بود اما کارول و همکارانش چند نظریه در این باره دارند. اولین نظریه این است که مال دوستی باعث می شود زن و شوهر تصمیم های اشتباه مالی بگیرند و بیشتر از آنچه باید خرج کنند، خودشان را به ورطه بدهکاری بیندازند و باعث ایجاد استرس در یکدیگر شوند. یک امکان دیگر، این است که افراد اهل مادیات به دلیل حرص و آز برای به دست آوردن مال و منال، زمان کمتری را به تحکیم روابطشان اختصاص می دهند.

کارول می گوید: «آنها به اندازه زوج های بی توجه به مادیات برای روابط عاطفی شان اولویت قائل نیستند و به آن توجه نشان نمی دهند.» اما اگر عاشق همسرتان باشید و در عین حال بخواهید یک ماشین نوی لوکس هم داشته باشید، چه می توان کرد؟

 

 

کارول می گوید: «برای بیشتر افراد توجه به مادیات شکلی همه یا هیچ ندارد؛ مردم معتقدند می توانند جاه طلبی های مالی شان را دنبال کنند و در عین حال روابطشان را با همسرشان متحکم نگه دارند ولی ممکن است نفهمند که بلندپروازی های شان به افراد مورد علاقه شان آسیب می رساند.» به گفته کارول، در اغلب زوج ها کنار گذاشتن فرآیند فکری متوجه مادیات به بهبود زندگی مشترک کمک می کند. کارول می گوید: «به نظر من همه همسران باید با قدری تأمل، به مجموعه ارزش های شان توجه کنند و ببینند که واقعا چه چیزی در زندگی برایشان مهم است.» آیا واقعا باید اجازه دهیم بلندپروازی های مادی، مانع رسیدن ما به چیزهایی شود که ته دلمان برای ما اهمیت فوق العاده ای دارند؟


چگونه پوست خود را جوان نگه داریم

باید بدانید که یکی از علائم کاملاً مشهود سن بالا، چهره شماست. این غیر ممکن است که اثرات پیری را بتوانید مخفی کنید.

مردان با گذراندن ساعتهای زیاد در باشگاهها، مکمل های گران قیمت، رژیمهای دیوانه وار، لباسهای مارک دار، مدل موی روز یا انتخاب اتومبیلهای گران قیمت، میزان زیادی از وقت و انرژی و هزینه خود را صرف می کنند تا جوانتر به نظر برسند و احساس بهتری داشته باشند. در حالی که شما بدون انجام چنین کارهای پر هزینه، می توانید جوانتر به نظر برسید.

اول باید بدانید که یکی از علائم کاملاً مشهود سن بالا، چهره شماست. این غیر ممکن است که اثرات پیری را بتوانید مخفی کنید.

همه چیز بر روی پوست شما نمایان می شود، پوست مستقیماً منعکس کننده درون شماست."

سبک زندگی و ژنتیک بر اینکه پوست شما چگونه به نظر برسد، تاثیر می گذارد.

چهره ای که هر روز نشان می دهید، عیناً پنجره ای است به دنیای درون آن و می تواند نشان دهد شما چگونه از پوستتان مراقبت می کنید.

زیده هریس (Zaida Harris )، زیبایی شناس در مرکز توریستی در سانتا مونیکای کالیفرنیا می گوید " : همه چیز بر روی پوست شما نمایان می شود. پوست مستقیماً منعکس کننده درون شماست."

شما نمی توانید طبیعت را گول بزنید، اما می توانید افراد را به اشتباه بیندازید تا فکر کنند شما جوانتر به نظر می رسید. این یعنی از بین بردن تاثیرات بدی که می توانید از آنها اجتناب کنید و درک بهتری از آن چیزی که قبلاً متوجه آن نمی شدید.

به گفته دکتر دیوید ساوسر (Dr. David Sawcer ) پروفسور پوست شناسی در دانشکده پزشکی دانشگاه جنوب کالیفرنیا "حقیقتی که هست، این است که جنبه های حقیقی سن وجود دارد و شما کاری در باره آنها نمی توانید انجام دهید. از نظر علمی مشاهده شده که قابلیت ارتجاعی زمینه پوست که آن را نگه می دارد یعنی کلاژن، تغییر می کند و هنگامی که پوست نازکتر و همچنین خشک تر می شود، چین و چروک ایجاد می شود. اما این دنیای ظاهری است، در واقع سالخوردگی مرتبط با کارهایی است که ما انجام می دهیم، مساله ای که جزء بزرگی از سریع تر شدن فرایند افزایش سن هستند. "

استعداد ژنتیکی مسلماً در پیر شدن نقش دارد اما برای اکثر مردان، به خاطر سبک زندگی که انتخاب می کنند، آهسته کردن روند سالخوردگی، تحت کنترل خودشان است.

تابش خورشید پوست را تخریب می کند، سیگار کشیدن و استرس چین و چروک و تغییر رنگ در پوست ایجاد می کند.

از جمله موارد زیان آور برای پوست که مردان می توانند آن را کنترل کنند رژیمهای غذایی فقیر، سیگار کشیدن، الکل، استرس و حتی شکل خوابیدن هستند. همه اینها پوست شما را خراب می کنند، همان کاری که ورزشهای صورت با پوست شما انجام می دهد.

ساوسر می گوید : چلاندن مکرر صورت نیز مثل ورزشهای صورت سالخوردگی را سرعت می بخشد. مردم فکر می کنند این کارها برایشان خوب است، اما در حقیقت برای صورتشان چین و چروک بیشتری به وجود می آورند. "

برای انتخاب سبک زندگی مناسب برای پوست، به این نکته توجه داشته باشید که الکل پوست را خشک می کند. ساوسر می گوید زمانی که شما می نوشید، همه جوانتر به نظر می رسند. به محض اینکه هوشیار شوید و آبی به صورت بزنید، همه دوباره پیرتر به نظر می رسند."

استعمال دخانیات مقصر بعدی است. هیچ جای تعجبی نیست، هنگامی که سیگار می کشید، دود آن مانع می شود که اکسیژن به آسانی به پوستتان برسد و چهره شما را بی روح و خسته می سازد.

نصیحتهایی که در مورد پرهیزهای غذایی برای جلوگیری از جوش های جوانی به شما گفته می شد، به نظر می رسد که هنوز هم توصیه می شود، غذاهای مشخصی است که نباید آنها را بخورید به این دلیل که ممکن است بر پوست شما اثر بگذارند. شکست دی ان ای ( DNA ) باعث سریع شدن روند سالخوردگی می شود و این شکست دی ان ای، در یک رژیم غذایی که به میزان زیادی غذاهای چرب و فراوری شده دارد، می تواند اتفاق بیفتد.

دکتر رونالد موی ( Ronald Moy ) پزشک جراح بورلی هیلز و رئیس آکادمی پوست شناسی امریکا می گوید: " ما می توانیم این مساله را مثلاً در نمونه های ادرار در موسسه سلامت و طول عمر کالیفرنیا مورد بررسی قرار دهیم. رژیم شامل مقدار زیادی میوه و سبزی جات واقعاً فرایند پیری را آهسته می کند، شانس ابتلا به سرطان را کاهش میدهد و کمک می کند تا پوست به بهترین حالت به نظر برسد."

استرس نیز در سالخوردگی چهره مردان موثر است.

هریس در این بار می گوید : " استرس نقش اصلی را در چهره ایفا می کند. خطوط عمیق اخم در طول زمان، فشردن فکها در هم دیگر یا ساییدن دندانها بارها و بارها اتفاق می افتد، بدون اینکه متوجه آن باشیم. بزرگترین مزیت ماسک و ماساژ صورت، رسیدن به میزان باورنکردنی آرامش و رهایی از تنش است. ماساژ سر و گردن، ماساژ پیشانی و خط ابرو بسیار تاثیر گذار است. تحریک کردن نواحی صورت از سر تا شانه ها در کاهش استرس و بهبود جریان خون می تواند بسیار مفید باشد. "

● از کلاه استفاده کنید

چه در حال ماهیگیری، چه کار در محیط بیرون و چه برای قدم زدن، از یک کلاه برای حفاظت پوستتان در برابر آفتاب استفاده کنید.

به هرحال همه چیز در مقابل دشمن درجه یک پوست شما یعنی آفتاب تغییر رنگ می دهد. ساوسر می گوید: موردی که بیشتر از هر چیز دیگر، قطعاً منجر به سرعت بخشیدن به پیر شدن پوست شما می شود، قرار گرفتن در معرض آفتاب است. اگر دو قلوی همسان داشته باشید، یکی از آنها را بفرستید در قطب شمال زندگی کند و دیگری در استوا زندگی کند و همه شرایط دیگر برای آنها برابر باشد، در یک زمان مشخص کسی که بیشتر در زیر آفتاب بوده نسبت به شخصی که در نواحی سردسیر تر سکونت داشته است، پوست پیرتری خواهد داشت. "

از آنجا که حق انتخاب برای جا به جایی ممکن است نداشته باشید، باید سعی کنید تاثیرات منفی آفتاب را با چندین حرکت کوچک، تخفیف دهید: ۱ عینک آفتابی با کیفیت استفاده کنید. ۲ در معرض آفتاب قرار گرفتن را به ویژه در ساعات اوج تابش محدود کنید. ۳ از مرطوب کننده در شب استفاده کنید و بیشتر از هر چیز دیگر، به طور مرتب از کرم های ضد آفتاب خوب استفاده کنید.

موی در این رابطه می گوید : "مردان باید عادت کنند که از کرم ضد آفتاب با کیفیت استفاده کنند. بعضی از برندهای قدیمی با فناوری های روز خود را پیش نبرده اند و بنابراین شما باید مطمئن شوید که کرم ضد آفتابی که استفاده می کنید، برای طیف گسترده ای از اشعه های مضر ساخته شده باشد که مانع نفوذ UVA و UVB شوند. تعداد زیادی از انواع خوب آنها که توسط FDA تایید شده باشند، وجود ندارد. من Aveda و Neutrogena را به عنوان نمونه هایی که هم موثر ترند و هم به آسانی قابل تهیه بوده و واقعاً گران نیستند، توصیه میکنم.

جستجو برای جوانی ایده جدیدی نیست، اما اگر شما می خواهید چهره تان را حفظ کنید با کرم ضد آفتاب، مرطوب کننده و تجدید نظر در عاداتتان شروع کنید. واقعیت این است که اخیراً مردان توجه بیشتری به مراقبت از پوست خود می کنند، تولیدکنندگان و متخصصان اذعان کرده اند که رونق شغلیشان در درجه اول از بازار مردانه به دست می آید.

مردها به دلایل گوناگون مراقبتهای بهتر از پوستشان دارند اما ضد پیری در موضوع پوست بیشتر در مورد سلامتی و کمتر در مورد خودشیفتگی است.


http://www.ordinalman.com/

بهترین روغن برای سرخ کردن، زیتون ، کنجد یا...؟

بهترین روغن برای سرخ کردن، زیتون ، کنجد یا...؟
با توجه به وجود انواع و اقسام روغن های گیاهی و حیوانی، همیشه این سوال پیش می آید که بالاخره کدام روغن مناسب سرخ کردن است.

با توجه به وجود انواع و اقسام روغن های گیاهی و حیوانی، همیشه این سوال پیش می آید که بالاخره کدام روغن مناسب سرخ کردن است. این موضوع وقتی پیچیده تر می شود که هر روز یکی از کارشناسان و متخصصان درباره مزایا و یا معایب روغن های گیاهی یا حیوانی سخن می گویند و توصیه هایی می کنند. به دلیل اهمیت این موضوع که ارتباط مستقیمی با سلامت افراد دارد، با یکی از متخصصان علم تغذیه به گفت وگو نشستیم تا در انتخاب بهترین روغن برای آشپزی به شما کمک کنیم. ادامه مطلب را بخوانید.

دکتر احمدرضا درستی، متخصص تغذیه و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به این که روغن ها را به دو گروه حیوانی و گیاهی تقسیم بندی می کنند، افزود: روغن های حیوانی با دو ویژگی مشخص می شود؛ اول این که اسیدهای چرب اشباع شده دارد و دوم این که حاوی مقداری کلسترول است. این روغن ها وقتی وارد بدن می شود، دو مشکل عمده ایجاد می کند؛ از یک طرف چون این روغن ها جامد است، در بدن نیز رسوب می کند از طرف دیگر میزان کلسترول را افزایش می دهد و با این که این روغن ها برای سرخ کردن دوام بیشتری دارد توصیه ما این است که کمتر مصرف شود.اما روغن های گیاهی که در حرارت معمولی مایع است دو ویژگی ممتاز را داراست، اول این که در بدن رسوب نمی کند و دوم این که کلسترول ندارد. بنابراین روغن های گیاهی از جمله زیتون، ذرت، کنجد، کانولا و... بدون کلسترول است و وقتی وارد بدن می شود، حتی میزان کلسترول را کاهش می دهد. به دلیل مزیت روغن های گیاهی توصیه کارشناسان این است که به طور کلی روغن کمتری مصرف شود و در مرحله بعد ترجیحا از روغن های گیاهی استفاده شود.

دکتر درستی با اشاره به این که مصرف روغن های حیوانی با این که خوش عطر و خوش بوست، برای سلامت خطرناک است و باید کمتر مصرف شود، افزود:باتوجه به دلایل یاد شده متخصصان روغن های مایع گیاهی را هیدروژنه کرده اند تا برای سرخ کردن مناسب باشد و دیرتر خراب شود، اما طی این روند اسیدهای چرب جدیدی به نام اسیدهای ترانس تشکیل می شود که این روغن را حتی خطرناک تر از روغن های حیوانی می کند زیرا این اسیدها نه تنها باعث بیماری های قلب و عروق می شود بلکه سرطان، بیماری های بدخیم و... را به دنبال دارد.بنابراین توصیه می شود به هیچ عنوان از روغن های جامد گیاهی و حیوانی استفاده نشود و در صورت نیاز به میزان کم استفاده شود.این متخصص تغذیه در ادامه صحبت های خود افزود: بنابراین روغن های گیاهی مایع مناسب تر است. ولی موضوعی که برای سرخ کردن موادغذایی با این روغن ها باید به آن توجه شود، درجه دود روغن است.

درجه دود روغن؛ دمایی است که روغن شروع به دود کردن می کند و این به معنای آن است که روغن از بین می رود و ترکیبات خطرناکی تولید می کند.در مقاله های مختلف درجه دود روغن ها متفاوت ذکر شده است. اما در بیشتر کتاب های مرجع آمده است که بالاترین و کم خطرترین درجه دود مربوط به روغن زیتون و بعد از آن به ترتیب کانولا، کنجد و... است. وی افزود: با وجود اختلاف نظر درباره درجه دود کانولا و کنجد، تمام متخصصان اتفاق نظر دارند که بالاترین درجه دود متعلق به روغن زیتون است.بنابراین برای تفت دادن موادغذایی، پخت تخم مرغ و کباب گوشتی استفاده از روغن زیتون مشکلی ایجاد نمی کند اما برای سرخ کردن موادغذایی مانند سیب زمینی، کتلت و... که به دمای بالا نیاز دارد و پخت آن طولانی مدت است باید به این نکته توجه کرد که آیا روغن زیتون مناسب است یا خیر.

از آن جا که روغن زیتون روغن ضدسرطانی است، وقتی درجه حرارت زیاد ببیند مواد مفید و مغذی آن از بین می رود. در واقع روغن زیتون کیفیت بالایی دارد و دمای بالا را برای مدت طولانی تحمل می کند اما این شرایط باعث از بین رفتن مواد مغذی آن می شود.امروزه با روش های جدید روغن گیاهان مختلف را با هم ترکیب و روغنی تهیه کرده اند که درجه دود آن از درجه دود هر یک از گیاهان به تنهایی بالاتر است و حتی از درجه دود روغن زیتون نیز بیشتر است. وی افزود: به این روغن مخصوص سرخ کردنی ویتامین و آنتی اکسیدان اضافه شده است تا مقاومت روغن افزایش یابد و به این ترتیب این روغن دمای بالا و مدت زمان ۲ تا ۴ ساعت سرخ کردن را تحمل می کند.

دکتر درستی اضافه کرد: توصیه ما این است که از این روغن هم در دمای قابل کنترل در سرخ کن های برقی استفاده شود و به حفظ سلامت روغن بیشتر توجه شود.وی با اشاره به این که در پخت غذا با روغن های سرخ کردنی باید دما قابل کنترل باشد، افزود: نباید نگران چسبندگی این روغن ها بود زیرا عسل نیز ماده چسبنده است اما برای سلامت ضروری است و از آن استفاده می کنیم و هیچ کس نمی گوید که عسل به دلیل چسبندگی در بدن نیز چسبنده است.به طور کلی توصیه می شود؛ کمتر از غذاهای سرخ شده استفاده شود و اگر نیاز به سرخ کردن موادغذایی بود از روغن سرخ کردنی استفاده شود. برای نگهداری این روغن که یک بار استفاده شده است بهتر است آن را صاف کنیم و در ظرف کدر نگه داریم.همچنین به این نکته توجه داشته باشیم چه برای یک بار استفاده و یا استفاده چندباره از روغن نباید بیشتر از ۲تا۴ ساعت از روغن سرخ کردنی استفاده کرد و برای مصرف روغن یک بار استفاده شده در نوبت بعدی زمان را طوری در نظر بگیریم که در نهایت کمتر از ۴ ساعت از روغن استفاده شود.وی تاکید کرد: روغن سرخ کردنی که ۴ ساعت مداوم و یا کمتر از ۴ ساعت به تناوب از آن استفاده شده است، دیگر قابلیت مصرف ندارد و باید دور ریخته شود.

http://www.ordinalman.com/

آنـچـه بـایـددرباره ویـتامـین B۱۲ بـدانـید

آنـچـه بـایـددرباره ویـتامـین B۱۲ بـدانـید
آیا می دانید که احساس خستگی و کرختی مداوم به خصوص بین خانم ها، یکی از علایم کمبود ویتامین B۱۲ در بدن است؟

آیا می دانید که احساس خستگی و کرختی مداوم به خصوص بین خانم ها، یکی از علایم کمبود ویتامین B۱۲ در بدن است؟ اگر شما در کنار این خستگی های پی درپی، مشکلات دیگری مانند کاهش وزن، اسهال، نفخ و دل پیچه، عدم تعادل در راه رفتن، تهوع و استفراغ هم داشته باشید و زبانتان بیش از اندازه سرخ باشد، شک نکنید که بدنتان از کمبود شدید ویتامین B۱۲ رنج می برد....

ویتامین B۱۲ بیشتر در منابع حیوانی یافت می شود اما گاهی ما نمی توانیم تنها با خوردن غذاهای حاوی این ویتامین، نیاز بدنمان را تامین کنیم. چون ممکن است بنا به دلایلی ویتامین B۱۲ جذب بدنمان نشود و به همین دلیل با مشکلات زیادی مواجه شویم. حالا اگر دوست دارید کمی اطلاعاتتان را درباره این ویتامین ارزشمند، محک بزنید باید یک کاغذ و قلم بردارید و آزمون زیر را انجام بدهید.

● پرسش ها

۱. کدام یک از دلایل زیر می توانند خطر ابتلا به کمبود ویتامین B۱۲ را افزایش دهند؟

الف. اعتیاد به الکل

ب. داشتن رژیم گیاه خواری

ج. سن بالا

د. انجام عمل جراحی برای کاهش وزن

ه. تمام موارد

۲. مهم ترین عارضه کمبود ویتامین B۱۲ در بدن چیست؟

الف. عدم توانایی بدن برای تولید کافی گلبول های قرمز

ب. افزایش احتمال ابتلا به سرماخوردگی و آنفلوانزا

ج. افزایش احتمال ابتلا به آلرژی های فصلی یا غذایی

۳. اگر بدنتان از کمبود شدید ویتامین B۱۲ رنج ببرد چه اتفاقی برایتان می افتد؟

الف. دچار حواس پرتی و زوال عقل می شوید.

ب. به شدت عصبی می شوید.

ج. سرطان یکی از ارگان های دستگاه گوارش به سراغتان می آید.

د. سرطان کبد می گیرید.

۴. کدام یک از خوراکی های زیر منبع خوبی برای دریافت ویتامین B۱۲ است؟

الف. عسل

ب. آب پرتقال

ج. گوشت

د. گوجه فرنگی

۵. آیا آزمایش خون می تواند کمبود ویتامین B۱۲ را در بدن نشان دهد؟

الف. بله

ب. خیر

۶. کدام یک از این داروها می توانند جذب ویتامین B۱۲ را در بدن مختل کنند؟

الف. برخی داروهای کاهنده قندخون

ب. برخی آنتی بیوتیک ها

ج. آنتی اسیدها

د. برخی داروهای صرع

ه. تمام موارد

۷. اولین راه برای جبرای کمبود ویتامین B۱۲ در بدن چیست؟

الف. گرفتن حمام آفتاب

ب. مصرف قرص های ویتامین B۱۲

ج. خوردن سبزی های خام

د. تمام موارد

۸. مصرف روزانه چه مقدار از ویتامین B۱۲ برای بدن لازم است؟

الف. ۲ میلی گرم

ب. ۴/۲ میکروگرم

ج. ۳ میکروگرم

● پاسخ ها

۱. تمام موارد. تمام مواردی که در سوال اول به آنها اشاره کردیم، می توانند باعث ایجاد کمبود ویتامین B۱۲ در بدنتان شوند. بنابراین بهتر است که از همین امروز دست از عادت های اشتباه خود به خصوص رژیم گیاه خواری بردارید تا عوارض ناشی از کمبود این ویتامین به سراغتان نیایند.

۲ .عدم توانایی بدن برای تولید کافی گلبول های قرمز. اگر بدن شما از کمبود ویتامین B۱۲ رنج نبرد، می تواند به اندازه کافی، گلبول های قرمز سالم را تولید کند. از طرف دیگر، کمبود این ویتامین در بدن، به معنای کاهش تولید گلبول های قرمز و ابتلا به کم خونی است.

۳.دچار حواس پرتی و زوال عقل می شوید. یکی از مهم ترین و نگران کننده ترین مشکلات ناشی از کمبود ویتامین B۱۲ در بدن، ابتلا به بیماری های ذهنی است. بسیاری از افرادی که از کمبود این ویتامین رنج می برند، مشکلاتی مانند حواس پرتی، زوال عقل و عدم تمرکز به سراغشان می آید که گاهی درصورت پیشرفت بیماری، امکان درمان هم برای چنین بیمارانی از بین می رود. کمبود ویتامین B۱۲ می تواند منجر به ضعف استخوان ها و آسیب رسیدن به پایانه های عصبی هم بشود.

۴. گوشت. انواع گوشت ها مانند گوشت قرمز، مرغ یا ماهی، همراه خوراکی هایی مانند شیر، لبنیات و تخم مرغ منبع خوبی برای دریافت ویتامین B۱۲ هستند. از سوی دیگر، سبزیجات و عسل، نمی توانند این ویتامین حیاتی را در بدنمان تامین کنند و به همین دلیل بیشتر کسانی که رژیم گیاه خواری دارند از کمبود ویتامین B۱۲ رنج می برند اما اگر رژیم گیاه خواری دارید، می توانید از خوراکی های غنی شده با این ویتامین استفاده کنید.

۵. بله. اگر احساس می کنید که بدنتان با علایم کمبود ویتامین B۱۲ مواجه است، همین امروز، پزشک خود را در جریان بگذارید و از او بخواهید که برایتان یک آزمایش خون بنویسد. انجام دادن آزمایش خون، ساده ترین راه برای تشخیص کمبود این ویتامین در بدن است و اگر هم که این کمبود، خیلی زود تشخیص داده شود با یک رژیم غذایی ساده می توان از پس آن برآمد.

۶. تمام موارد. تمام این داروها می توانند دریافت و جذب ویتامین B۱۲ را در بدنتان مختل کنند. بنابراین، بهتر است که با پزشک معالج خود در این زمینه مشورت کنید تا در صورت نیاز، رژیم غذایی یا مکمل های ویتامین را برایتان تجویز کند.

۷. مصرف قرص های ویتامین B۱۲. برخی از افراد می توانند با خوردن انواع گوشت ها، کمبود این ویتامین را در بدنشان جبران کنند اما بعضی ها مجبورند که در کنار رعایت رژیم غذایی، قرص های مکمل ویتامین را هم مصرف کنند. معمولا پزشکان برای افرادی که از کمبود شدید ویتامین B۱۲ رنج می برند، مصرف روزانه یا هفتگی قرص و آمپول های این ویتامین را تجویز می کنند.

۸. ۴/۲ میکروگرم. بدن تمام افراد بالای ۱۴ سال به حداقل ۴/۲ میکروگرم از این ویتامین در طول روز نیاز دارد. نیاز خانم های باردار و شیرده بیشتر از این میزان است که با تشخیص پزشک، از طریق رژیم غذایی، خوردن قرص مکمل یا تزریق آمپول، این نیازشان برطرف می شود.

http://www.ordinalman.com/

با ۹ مورد از سالم ترین مواد غذایی آشنا شوید


مغز بادام سرشار از اسیدهای چرب غیراشباع است که باعث حفظ سلامت عروق می شود.

۱ گردو

گردو یکی از منابع شگفت انگیز اسیدهای چرب امگا ۳ می باشد. این اسیدهای چرب باعث کاهش کلسترول بد خون ( LDL ) و افزایش کلستلرول خوب ( HDL ) می شود.

امتحان کنید: برای یک میان وعده سالم و سبک یک مشت گردو با مقداری انجیر خشک و انیسون (تخم رازیانه رومی، این دانه در کنار بقیه رایحه خوبی پخش می کند) استفاده کنید. سالاد ذرت با گردو و پنیر فتا را هم می توانید امتحان کنید.

۲ پاستا، تهیه شده از آرد کامل

این پاستا سه مرتبه بیشتر از دیگر محصولات مشابه فیبر دارد. از دیگر محصولات که ادعا می کنند از چند غلات تهیه شده پرهیز کنید چون شاید تعداد غلات استفاده شده بیشتر باشد اما مطمئن از دانه کامل تهیه نشده است.

امتحان کنید: پاستا را با پستو (سس ایتالیایی سبز رنگ)، منداب خرد شده(arugula) و لیموی رنده شده نوش جان کنید. اسپاگتی تهیه شده از آرد کامل با مارچوبه را هم می توانید امتحان کنید.

۳ مغز بادام

مغز بادام سرشار از اسیدهای چرب غیراشباع است که باعث حفظ سلامت عروق می شود. فیبر موجود در آن باعث کاهش کلسترول می شود.

امتحان کنید: مخلوط مغز بادام با دانه های غلات پخته شده همراه با کشمش یا مویز بسیار خوشمزه می شود. پاستای نخود با مغز بادام و پنیر ایتالیایی (Parmesan) را هم می توانید تست کنید.

۴ عدس

این دانه سرشار از پروتئین است و فولات موجود در آن نیز بسیار مفید بوده و از بعضی نقصهای مادرزادی جلوگیری می کند.

امتحان کنید: مخلوط عدس پخته با روغن زیتون طبیعی، کرفس خورد شده و آویشن تازه واقعا لذیذ است. ماهی خاردار (Sea Bass) پخته و عدس را هم می توانید امتحان کنید.

۵ بلوبری ( Blueberries )

این ابر میوه سرشار از فیبر است و یکی از برترین میوه های حاوی آنتی اکسیدان می باشد.

امتحان کنید: این میوه را با ماست وانیلی و هل می توان سرو کرد. لیموناد بلوبری هم بسیار خوشمزه است.

۶ تخم مرغ

سفیده تخم مرغ پروتئین زیادی را با کمترین کالری در اختیار شما قرار می دهد. هیچگونه چربی یا کلسترول هم در آن وجود ندارد. زرده تخم مرغ را هم به صورت متعادل استفاده کرد. زرده سرشار از ویتامین B۱۲ و A می باشد. کولین موجود در آن به طور ویژه برای خانمهای باردار مفید است.

امتحان کنید: یک ساندویچ خوشمزه و مقوی با نان کامل، تخم مرغ آب پز ، گوجه ، زیتون، ماهی کولی، پیاز و چند قطره روغن زیتون. استیک گوشت با تخم مرغ و گوجه پخته شده را هم از دست ندهید.

۷ ساردین

این ماهی سرشار از پروتئین است و غذای مورد علاقه خیلی هاست اما سعی کنید آن را از دست ندهید. این ماهی همچنین حاوی B۱۲ بوده و منبع خوبی از کلسیم و اسیدهای چرب امگا ۳ نیز می باشد.

امتحان کنید: ساردین را در سالاد خیار، گوجه و جعفری تازه سرو کنید.

۸ اسفناج

با خوردن اسفناج علاوه بر آهن ، فولات و فلاوونید دریافت خواهید کرد که حاوی آنتی اکسیدان می باشد.

امتحان کنید: اسفناج خورد شده را در آب میوه طبیعی مورد علاقه تان بریزید و نوش جان کنید. استیک با اسفناج را هم امتحان کنید.

۹ کیوی

این میوه دو برابر پرتقال ویتامین ث و به اندازه موز پتاسیم دارد.

امتحان کنید: برش های نازک کیوی با مقدار کمی عسل و نارگیل توست شده بسیار خوشمزه است.


توصیه های طلایی برای چربی سوزی و تقویت حافظه

اگر می خواهید با راه ها و موادی خوراکی برای تقویت حافظه و همچنین افزایش قابلیت های چربی سوزی آشنا شوید به شما توصیه می کنیم تا این مطلب را مطالعه کنید.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، تغذیه و نحوه زندگی از جمله موارد بسیار مهم و تاثیرگذار در سلامت و کیفیت زندگی انسان است. کارشناسان و متخصصین در طول سالهای متمادی به دنبال راه هایی برای افزایش حافظه بشر و یا مبارزه با امراض در انسان بودند. در این مطلب شما را با مطالبی در مورد افزایش قدرت حافظه و "چربی سوزی" آشنا می کنیم.

اگر می خواهید در زمان انجام فعالیت ذهنی از سرعت واکنش بهتری برخوردار باشید و هوش خود را نیز تقویت کنید به سراغ این خوراکی ها بروید.

آدامس

همیشه سعی کنید تا قبل از شروع فعالیتهای ذهنی که به تمرکز زیاد و همچنین سرعت انتقال بالا نیاز دارد ، آدامس بجوید.بر اساس تحقیقات انجام شده این عمل تمرکز شما را افزایش می دهد.

شیر

اگر به دنبال این هستید که به خوبی مسائل گذشته را به یاد آورید شیر بنوشید. بر اساس تحقیقات انجام شده در دانشگاه "مایان" نوشیدن شیر به صورت روزانه این قدرت را در حافظه افزایش می دهد.

مواد قندی سریع الجذب

بر اساس مطالعات انجام شده که نتایج آن در نشریه "تغذیه کلینیکی آمریکا" منتشر شده است ، استفاده از قندهایی مثل عسل و شکلات که سریع جذب می شوند در افزایش سرعت محاسباتی مغز اثری مثبت دارند.

اما اگر به دنبال مبارزه با چربی های اضافه در بدن خود هستید به شما توصیه می کنیم که به این نکات توجه کرده و از آن استفاده کنید.

ورزش صبحگاهی

سعی کنید که صبح ها سحر خیز باشید و قبل از میل کردن صبحانه به ورزش بپردازید. این عمل میزان کالری سوزی شما را افزایش می دهد.

شروع هر وعده با گریپ فروت

قبل از شروع به خوردن در هر وعده یک عدد از این میوه را میل کنید زیرا بر اساس مطالعات صورت گرفته مصرف این میوه به مصرف سریعتر و بیشتر چربی های ذخیره در بدن منجر می شود.

استفاده از مواد طبیعی

تا جایی که می توانید از مواد خوراکی طبیعی که کمترین میزان از مواد شیمیایی در آن به کار رفته است استفاده کنید. این عمل باعث تقویت متابولیسم بدن شده و در امر چربی سوزی به شما کمک می کند.

زندگی اجتماعی فعال تر

تحقیقات منشتر شده در مجله "سلولهای متابولیسم" نشان می دهد که افرادی که زندگی اجتماعی فعال تری داشته و با دوستان و اقوام خود بیشتر معاشرت دارند می توانند چربی سوزی بهتری داشته باشند.


http://www.ordinalman.com/

علت واقعی خواب آلودگی بعد از ناهار چیست؟

علت واقعی خواب آلودگی بعد از ناهار چیست؟
اگر از خمیازه کشیدن های بعد از نهار در پشت میز کارتان خسته شده اید این مطلب را بخوانید.


خیلی از ما یا بهتر بگوییم همه ی ما بعد از غذا خوردن به خصوص بعد از وعده ناهار خواب آلود می شویم و اگر سر کار ناهار بخوریم دلمان می خواهد دور از چشم همکاران و صد البته رییس چرتی کوتاه بزنیم! در این ساعات که معمولاً بین یک تا دوی عصر است، کار کردن برای مان سخت تر می شود و ممکن است در کارمان اشتباه کنیم.

گاهی اوقات این خواب آلودگی به قدری زیاد است که حتی نمی توانیم چشمان خود را باز نگه داریم و آرزو می کنیم کاش کنار اتاق کارمان تخت خوابی هم بود و اجازه داشتیم بدون دردسر و ترس از توبیخ رییس نیم ساعتی چرت بزنیم. البته این خواب آلودگی با احساس ترس و گناه هم آمیخته می شود.

از این می ترسیم که مبادا مدیرمان ناگهان درون اتاق سَرَک بکشد و ما را ببیند که سخت خمیازه می کشیم و آب از چشمان مان راه افتاده است یا بدتر از آن، این که ممکن است در کارمان اشتباه کنیم و از این احتمال احساس گناه می کنیم. به عبارتی در این ساعات پایانی کار که معمولاً تا ساعت چهار یا پنج عصر طول می کشد، مدام به ساعت نگاه می کنیم و منتظر هستیم که ساعات کاری مان تمام شود و از این حالت خلاص شویم.

● علت واقعی خواب آلودگی بعد از ناهار چیست؟

۱ غذای چرب و سنگین و کاهش اکسیژن خون

متأسفانه بیشتر ما در وعده ناهار غذاهای سنگین و چرب می خوریم که حجم آن هم کم نیست. به همین علت وقتی این غذاها وارد روده می شوند، خون بیشتری روانه این قسمت از بدن می شود تا این همه مواد غذایی سنگین را هضم کند. به طور طبیعی پس از این که خون بیشتری وارد دستگاه گوارش و روده ها می گردد، از حجم خونی که به مغز وارد می شود کاسته خواهد شد و به همین جهت میزان اکسیژن در مغز پایین خواهد آمد و همین باعث می شود احساس خستگی کنیم.

۲ تغییرات در PH خون

در طی فرآیند هضم غذا اسید بیشتری در خون ترشح می شود که PH خون را تغییر داده آن را آلکالین می کند. همین آلکالینه شدن خون هم می تواند باعث خواب آلود شدن ما شود. اگر خوب دقت کنید متوجه خواهید شد که وقتی غذاهای بسیار شیرین و دارای کربوهیدرات زیاد می خورید، این حالت خواب آلودگی و سُستی بیشتر خواهد شد.

این غذاها قند خون را به یکباره بالا می برند و همین باعث می شود که پانکراس (لوزالمعده) مقدار زیادی انسولین ترشح کند. این مقدار فراوان انسولین، پروتئینی به نام «تریپتوفان» را به سوی مغز می راند و این ماده در مغز به سروتونین تبدیل می شود. این ماده ی شیمیایی که مسئولیت رساندن پیام های عصبی از یک سلول عصبی به دیگری را بر عهده دارد، در شکل گیری فرآیند خواب هم نقش مهمی ایفا می کند. وقتی میزان این ماده در مغز افزایش می یابد، ما خواب آلود می شویم.

● چه کنیم که بعد از غذا خوردن خوابمان نگیرد؟

* یک پیاده روی کوتاه پس از ناهار به کاهش این خواب آلودگی و سُستی کمک می کند. این کار جریان خون را در بدن افزایش می دهد که سطح قند خون را محدود می کند و میزان انسولین خون را نیز پایین نگه می دارد.

*یک راه حل مفید دیگر این است که مراقب غذا خوردن خود باشید. از خوردن غذاهایی مانند سیب زمینی، برنج، نان به مقدار زیاد یا پاستا به عنوان ناهار و همچنین از خوردن دسرهای دارای قندهای ساده مانند شیرینی، شکلات و بستنی خودداری کنید. این خوراکی ها دارای قندهای ساده هستند که خوردنشان با بالا بردن ناگهانی قند خون موجب ترشح زیاد انسولین در خون، افزایش میزان ترشح سروتونین در مغز و در نهایت خواب آلودگی شما می شود.

*در وعده ناهار کمتر غذا بخورید. صبحانه ای حاوی غذاهای پرپروتئین بخورید و به عنوان میان وعده یک خوراکی سبک و مفید مانند میوه یا ماست کم چرب میل کنید و وعده ناهار را مختصر صرف کنید. با این کار سطح قند خون متعادل می ماند و از ترشح بیش از حد انسولین جلوگیری خواهد شد.

*نوشیدنی های کافئین دار کمتر بنوشید. اکثر ما پس از ناهار یک فنجان چای یا قهوه می نوشیم تا به گمان خود سرحال بیاییم، شاید تعجب کنید ولی در واقع این نوشیدنی ها فقط برای مدت کوتاهی ما را سرحال می آورند و اندکی بعد دوباره همان رخوت و سُستی به سراغ مان خواهد آمد. برخی افراد هم به نوشیدن چای یا قهوه معتاد می شوند و بدون نوشیدن آن پس از ناهار همچنان چرت می زنند و گاهی ممکن است پشت میز کار یا حین رانندگی خواب شان ببرد. به جای نوشیدن چای یا قهوه می توانید چای سبز بنوشید که هم کافئین کمتری دارد و هم به آن معتاد نخواهید شد.

● چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟

* در حالت عادی خواب آلودگی بعد از غذا خوردن طبیعی است، ولی اگر دیدید که با این خواب آلودگی اسهال هم دارید و نفخ کرده اید دقت کنید، چون ممکن است نشانه ای از آلرژی غذایی یا عدم تحمل به یکی از مواد موجود در غذا باشد.

* گاهی اوقات هم نشان دهنده مشکلاتی است که ممکن است همراه با ترشح انسولین در بدن تان ایجاد شود. این اختلال می تواند با حس گیجی، سردرد و احساس ضعف خودش را نشان دهد.


http://www.ordinalman.com/